185پيامبر شب و روز در كنار خندق بسر مىبرد تا كار خندق پايان پذيرد.
تاريخچۀ جنگ خندق
نظر به اينكه مدينه بين دو حرّۀ شرقى و غربى قرار داشت. اين دو حرّه مدينه را كاملاً در برگرفته و ناحيۀ جنوب را نيز تقريباً به طور كامل پوشانده بود، گرچه راههاى نفوذ محدودى از آن سوى وجود داشت. در اين ميان تنها ناحيۀ شمال مدينه زمينى مسطّح و زراعى بود و در فاصلۀ نوك حرّۀ شرقى، سنگلاخ قرار داشت.
اگر قرار بود دشمن به مدينه درآيد تنها راه ورود آنها همين ناحيۀ شمال بود، زيرا در قسمتهاى ديگر، يك سپاه چند هزار نفرى نمىتوانست به آسانى از سنگلاخها عبور كند. چون تنها راه ورود به مدينه همين منطقۀ شمال مىباشد، لذا سپاه عرب پس از اينكه مدينه را دور زد، در كنار خندق كه شش روز پيش از ورود آنان حفر شده بود، فرود آمدند.
آنان انتظار داشتند كه در دامنۀ كوه احد با ارتش اسلام روبرو گردند، اما وقتى به بيابان احد رسيدند، اثرى از مسلمانان نديدند، لذا به پيشروى خود ادامه دادند و تا لب خندق رسيدند.
مشاهدۀ خندق در خطوط آسيبپذير مدينه، باعث حيرت و تعجب آنان شد، همگى گفتند: اين تاكتيك جنگى مربوط به ايرانيان است نه عرب. 1پيامبر صلى الله عليه و آله خيمه اى با چرم روى«كوه سلع» براى خود بنا كرد. از طرفى گزارشهايى از شروع اقدامات خرابكارانۀ «بنىقريظه» در مدينه در دست بود كه نشان مىداد آنان فعاليت خود را آغاز كرده و مترصّد فرصتى بودند تا قريش وارد حوزۀ مدينه شود و در آن صورت«قريظيان»نيز از درون، كارشان را شروع كنند. تلاش عمدۀ مشركين نيز همين بود كه از خندق عبور كنند. مسلمانان از سراسر خندق مراقبت مىكردند و همين امر سبب زمينگير شدن چند روز متوالى قريش شد. آنان در انتظار حملۀ«قريظيان» از داخل به مدينه بودند اما شمار نيروهاى آنان كفاف يك حملۀ قاطع را نمىداد. در يكى از روزها، سپاه عظيمى به همراه رؤساى قريش، بنىاسد، غطفان و ديگر قبايل حمله كردند، پنج نفر از قهرمانان آنها با يافتن راه باريكى توانستند از خندق عبور كنند. «عمرو بن عبدود» از مسلمانان خواست تا كسى به جنگ او برود، او سه بار درخواست خود را مطرح كرد و هر سه بار جز على عليه السلام ، كسى براى جنگ با او از جاى برنخاست. رسول خدا صلى الله عليه و آله با دست خود عمامهاى بر سر امام نهاده، او را دعا كردند و وى را به سوى عمرو فرستادند. عمرو به امام گفت: چون با پدرش همنشين بوده، نمىخواهد با او بجنگد. امّا امام على عليه السلام فرمود: راغب به كشتن اوست، امام از او خواست طبق آنچه