281اگر در دو اجياد كبير و صغير، در خيابان اصلى، به سمت جنوب و به طرف «مسفله» پيش بروى، «سوق الحزوره» را در كنار باب الوداع مشاهده مىكنى و نيز راهها و كوچههايى را در سمت راست خود، كه به سوى مسجد و مطاف باز مىگردد، مىبينى. از معروفترين آنها «باب الحناطين» مىباشد. گفتنى است كه وجه نامگذارى آن برايم معلوم نشد؛ زيرا در اين نقطه بازارى براى گندم فروشان وجود نداشته و شايد «حنّاطين» از نقطه نظر زياد بودن گندم در آنجا بوده است. زيرا اين را مىدانم كه اين در نقطهاى بوده براى عرضۀ فراوردههاى گندم مكه. در اين سو نيز خانههايى از آنِ «خاندان صيفي» و نيز خانههايى از خاندان عبدالدار و ديگر خانههايى از بنى مخزوم قرار داشته است.
اگر راه خود را به سوى «سوق الصغير» ادامه دهيد، در كنار خانههايى از خاندان اسد فرزند عبدالعزّىٰ قرار مىگيريد.
در قسمتهاى پايين مكه، نظير «الشبيكه» يا «حارة الباب» و يا «جَرْوَل» مناطقى بوده است كه جمعيت اندكى در آن زندگى مىكردهاند و در منطقه سرسبز «جَرْوَل» نيز عدهاى مشغول زندگى بودهاند. اين قسمت جزء كوچكى از اطراف پشت «مَسفله» به شمار مىآيد. در مطالعاتم در تاريخ، نسبت به منطقه ياد شده تراكم جمعيتى را در اين ناحيه نديدم.
در تاريخ به بعضى از خانهها در دامنۀ كوه «ذى أعاصير» برخورد مىكنيم و از قرائن متوجه مىشويم كه «ذى أعاصير» همان «كوه عمر» مىباشد. باور و اعتقاد من آن است كه اين منطقه در زمانهاى دور داراى خانه نبوده و در دورههاى اخير به محل سكونت تبديل شده است؛ زيرا اين دامنه به اسم «عمر بن خطاب» نامگذارى گرديده است. بديهى است اگر آنجا محلّ سكونت قبيله يا اشخاصى بود، مىبايست نام آنان قبل از عمر بن خطاب بر آن نهاده مىشد.
همچنين در تاريخ، آثارى از سكونت و آبادانى در «ثنيه»، كه از پشت آن به «جَرْول» سرازير مىشويم، به چشم نمىخورد. در آن دوران به اين منطقه «الحزنه» مىگفتند و آن بر خلاف دشت بوده و هم اكنون بدان «الحفائر» گفته مىشود.
پيش از دوران خالد برمكى «الحفائر» راهى از «الشبيكه» به «جَرْول» خلفى نداشته؛