136روزى بينوايى به در خانه او رفت و از او چيزى خواست. شيخ چون پولى نداشت باديۀ مسى منزل را برداشت، به او داد و گفت: اين را ببر و بفروش. دو سه روز بعد كه اهل منزل متوجه شدند باديه نيست، فرياد كردند كه باديه را دزد برده است. صداى آنان در كتابخانه به گوش شيخ رسيد. فرمود: دزد را متهم نكنيد، باديه را من بردهام. در يكى از سفرها كه شيخ به سامرا رفته بود به سختى بيمار مىشود. ميرزاى شيرازى از او عيادت مىكند و او را دلدارى مىدهد. شيخ مىگويد: من هيچگونه نگرانى از مرگ ندارم ولكن نگرانى من از اين است كه بنا به عقيده ما اماميه وقتى كه مىميريم روح ما را به امام عصر[ عرضه مىكنند. اگر امام سؤال بفرمايند: زينالعابدين ما به تو بيش از اين اعتبار و آبرو داده بوديم كه بتوانى قرض كنى و به فقرا بدهى، چرا نكردى؟ من چه جوابى به آن حضرت مىتوانم بدهم؟ گويند ميرزاى شيرازى پس از شنيدن اين حرف متأثر شده و به منزل مىرود و هرچه وجوهات شرعى در آنجا داشته ميان نيازمندان تقسيم مىكند». 1بعد از دفاع مقدس هشت ساله وظيفه ما نشر فرهنگ ايثار و شهادت است. مروّجان اين حركت بايد مراتب ايثار چهارگانه را در وجود خود پايدار كنند. در بخشش مال طورى باشند كه خود را در عسر و حرج قرار دهند تا ديگران در آسايش زندگى كنند. جملهاى كه مولاى متقيان على(ع) در وصف متقين فرمود: