137تو كه از كودكى تا به حال پرورشم دادى. 1
تو كه نامم را بر سر زبان انداختى و بزرگم كردى. 2
تو كه دنيايم مرهون فضل و احسان و انعام توست. 3
تو كه وعده دادى آخرت را زير سايه عفو و كرمت قرارم دهى. 4
من با اين معرفت تو را شناختهام.
من با اين معرفت تو را دوست دارم.
خداى رؤوف
به معاصى و جرمم اذعان دارم.
به قصور و كوتاهيم اعتراف دارم.
زشتىهايم را بهتر از ديگران مىدانم.
هر بار كه پرونده گناهانم را از پيش چشمم مىگذرانم، به هراس و بىتابى مىافتم. 5
ولى هر بار كه قايق ذهنم بر امواج درياى كرمت سير مىكند، به طمع مىافتم. 6
عزيزى كه شيطان با همه پليديش در قيامت وقتى دريا دريا آمرزشت را مىبيند، با طمع سؤال مىكند ممكن است مرا هم ببخشى؟
عزيزى كه حجم وسيع آمرزشت در قيامت شيطان را هم به وسوسه انداخته،
به خودت قسم از شيطان پستتر نيستم.
اگر مرا ببخشى جلوهاى از رحمت و مهر توست. 7
اگر عذابم كنى، جلوه عدل توست و به من ستم نكردهاى. 8