136تو نزديكى، گر دور و جداييم، ما حجاب خوديم.
تو مهربانى، گر مهجوريم، ما حجاب خوديم.
خدايا
من كيم؟ چه اهميتى دارم؟ چه محلى از اعراب دارم؟
من كيم كه حرفم را بشنوى؟ 1
من كيم كه عفوم كنى؟
من كيم كه در برويم بگشايى؟
من كيم كه بمن نظر كنى؟
من كيم كه گناهم ببخشى؟
من كيم كه جرمم بپوشى؟
من كيم كه افشايم نكنى؟
خداى رؤوف، در ذره بودنم اين بس كه من منم. 2
در اوج عزت و كبريائيت اين بس كه تو توئى. 3
تو در اوج عظمت، من در منتها درجه فقر و كوچكى.
خداى مهربانم
از تو به دور است كه امرم كنى به التماس و اعتنايم نكنى. 4
از تو به دور است كه در خانهات مرا بيارى، در برويم باز نكنى.
از تو به دور است توفيق درك بنده بودنم، بدهى به بندهات ننگرى.
از تو به دور است ذكرت را بر زبانم جارى كنى و بىاعتنا رهايم كنى.
تو كه همه عالم از عطا و بخششت زندگى مىكنند. 5
تو كه لحظه لحظه نيازشان را با مهر و رأفت دنبال مىكنى.