189
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا يٰا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا* يٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا كٰانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا كٰانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا (مريم: 27- 28)
پس در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد. گفتند: اى مريم! به راستى چيز ناپسندى آوردهاى. اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنى بدكاره.
مريم(س) سخنى نگفت و گره از زبانش برنداشت و سكوت اختيار كرد. سپس اشاره كرد به كودك كه از او سؤال كنيد. آنها از اين حركت مريم(س) متعجب شدند و او را مسخره كردند. خداوند زبان كودك را گشود و به حنجرۀ او صدا بخشيد و بدينوسيله كرامت خود را بر مريم(س) و كودكش كامل كرد. لبهاى كودك تكان خورد و آشكارا خطاب به آن قوم انكاركننده گفت:
إِنِّي عَبْدُ اللّٰهِ آتٰانِيَ الْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا* وَ جَعَلَنِي مُبٰارَكاً أَيْنَ مٰا كُنْتُ وَ أَوْصٰانِي بِالصَّلاٰةِ وَ الزَّكٰاةِ مٰا دُمْتُ حَيًّا* وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبّٰاراً شَقِيًّا* وَ السَّلاٰمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا (مريم: 30 - 33)
من بندۀ خدا هستم، او به من كتاب داد و مرا پيامبر قرار داده است و مرا مبارك ساخت هر جا كه باشم و تا زندهام مرا به نماز و زكات سفارش كرده است. و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيخته مىشوم.