113او تحت كرامت و عنايت خدا بود و خدا هرگز اجازه نمىداد كه دامن پاك ساره، آلوده به گناه شود. ملك، خدمههايش را صدا زد و گفت: «او را به كسى كه اينجا بود، برسانيد و كنيزى هم به او بدهيد». برخى هم مىگويند كه ملك، در خواب ديد كه كسى به او گفت: «ابراهيم همسر اين زن و نبى خداست، تو نبايد به عصمت پيامبر خدا نزديك شوى». پس از خواب برخاست و ساره را به ابراهيم(ع) بازگرداند و هاجر را به او عطا كرد و به ابراهيم ايمان آورد.
در تمام مدتى كه ساره در قصر ملك به سر مىبرد، ابراهيم(ع) به نماز ايستاده بود و از خدا مىخواست تا بدى را از خانواده او دور كند. خداوند رحمان هم، دعاى او را اجابت كرد و عصمت و پاكى ساره را حفظ نمود.
در برخى از آثار آمده كه خداوند در قصر ملك، حجابها را از پيش چشم ساره و ابراهيم(ع) برداشت و آنها آنچه در قصر ملك از زمان ورود ساره تا پايان رخ داد را مشاهده كردند و ديدند كه چگونه خداوند عصمت ايشان را حفظ خواهد كرد. بر همين اساس قلبهايشان مطمئن شد و چشمهايشان روشن و دوستىشان بيشتر شد، زيرا او پيش از ازدواج، دختر عموى ابراهيم و اولين كسى بود كه به او ايمان آورد.
ابراهيم(ع) دچار مصيبتهاى بسيارى شد. او براى به دست آوردن روزى، از شام به سوى مصر آمد، زنش را از او گرفتند و ميان او و