91مناسك آنان نيز؛ مانند قربانى كردن وغير آن، براى تقرب به بتها جهت واسطه شدن بوده است. 1
بررسى و نقد كلام آيتاللّٰه زنجانى
مخفى نماند كه نظر ايشان با نظر استادش علامۀ طباطبايى، صدوهشتاد درجه فرق دارد. توضيح آنكه نظر علامۀ طباطبايى اين است كه، گرچه بتپرستان در ابتدا معتقد بودند كه بتها در طول خدا هستند، ولى بعداً از اين عقيده منحرف گشته و معتقد شدند كه بتها مستقل و در عرض خدا هستند. بالاتر آنكه، خدا را رها كردند و به بتها توجه كردند و خدا را مقهور بتها دانستند. و بتها را هم اله خواندند و خدا را واحد عددى دانستند. 2به نظر مىرسد، آيتاللّٰه زنجانى، آيات شرك را توجّه كامل نكردهاند و فقط نظر خود را به آيۀ «نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ» و امثال آن معطوف داشتهاند. و ما در بحث گذشته آياتى كه بر استقلال دلالت مىكرد، مورد بحث قرار داديم. 3 اينكه گفته شود، مشركان بدون اجازه، معتقد به طولى بودن بتها بودهاند، اين به تنهايى نمىتواند مشكلگشا باشد؛ بلكه بحث گستردهاى مىطلبد كه بخشى از آن گذشت و بخشى نيز خواهد آمد.
اين نكته را كه آقاى زنجانى مىگويد: مشركان صانع يگانه را قبول داشتند ما نيز قبول داريم؛ امّا اين اعتراف مشركان، ملازم با طولى بودن