77بتها استقلال قائل بودهاند و آنان را مؤثر مستقل مىدانستند و بتها را در عرض خدا و در رديف خدا مىدانستند؛ ولى شيعيان، در توسلات خويش، هرگز پيامبر و امام را مستقل نمىدانند.
اشكال كنندگانِ توسل به پيامبر و امامان عليهم السلام ، بايد پاسخ دهند كه چه فرقى ميان بوسيدن حجر الاسود و كعبه و ميان بوسيدن عتبات پيامبر و امامان است كه اوّلى را بلا اشكال مىدانند، ولى دومى را شرك مىدانند؟ اگر در جواب بگويند : بوسيدن حجرالاسود و كعبه استثنا شده است، بطلان جواب روشن است؛ زيرا بطلان شرك، با بداهت عقلى ثابت است و قانون عقل، استثناپذير نيست واگر بوسيدن آن دو، عين عبادت است، پس بوسيدن عتبات وتوسل به پيامبر و امامان نيز، عين عبادت است و شرك نيست. 1هر چند نكتههاى خوبى در كلام «الميزان» به چشم مىخورد، امّا اين اشكال باقى است كه بين كلام: بتپرستان قائل به استقلال در تأثير براى بتها بودهاند، با كلام سابق ايشان كه: بتپرستان بتها را به عنوان واسطه پرستش مىكردند، سازگارى وجود ندارد.
جمعبندى سخنانِ صاحب الميزان
نظر علامه طباطبايى در الميزان اين است كه: «بتپرستان در ابتدا معتقد بودهاند كه بتها در طول خدا هستند، ولى بعداً از اين عقيده منحرف گشته و معتقد شدند كه بتها مستقل، و در عرض خدا هستند.» 2