48چنين نيست) اگر در آسمان و زمين جز اللّٰه خدايان ديگرى بود، فاسد مىشدند (و نظام جهان به هم مىخورد.) منزه است خداوند؛ پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مىكنند.»
آيۀ دوم:
«مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا كٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا يَصِفُونَ » 1؛ «خدا هرگز براى خود فرزندى انتخاب نكرده؛ و معبود ديگرى با او نيست؛ كه اگر چنين مىشد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مىكردند و بعضى بر بعض ديگر برترى مىجستند (و جهان هستى به تباهى كشيده مىشد)؛ منزه است خدا از آنچه آنان توصيف مىكنند!»
مفادّ دو آيۀ يادشده، به همديگر نزديك است. مفاد هر دو اين است كه وجود بيش از يك اله، به هم خوردن نظام هستى را به دنبال دارد. و اين در صورتى است كه عقيدۀ بتپرستان اين باشد كه بتها مستقل و در عرض خدا هستند؛ زيرا اگر عقيدۀ آنها بر اين باشد كه بتها از خود ارادهاى ندارند و در طول خدا هستند و مؤثر حقيقى خداوند است و بتها مطيع محض هستند، هرگز فساد عالمى را در پى ندارد. همان گونه كه در يك مؤسسه يا مدرسه، يك مدير و چند معاون هستند كه تصميمگيرندۀ اصلى مدير است و هرگز شيرازۀ كارها از هم نمىپاشد. اما از همپاشيدگى و به هم خوردن نظم در صورتى است كه چند مدير با تصميمگيرى جداى از هم وجود