49داشته باشد. اين جاست كه هرج و مرج در آن مكان حاكم خواهد شد.
«إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ» ؛ هر يك از خدايان به دنبال برترى بر ديگرى و در فكر تسخير ديگرى است. بسيار روشن است كه اين لازمه هم، مترتب بر اين است كه بتها در عرض خدا باشند؛ زيرا در اين صورت است كه هر يك، مستقل و صاحب قدرت خواهند بود و به فكر به دست آوردن قدرت خدايان ديگر و توسعۀ منطقۀ الوهيت خويش خواهند بود. اما اگر معتقد به طوليت باشيم، اصلاً سالبه به انتفاى موضوع است؛ زيرا تمام بتها از اوّل تحت اشراف يك قدرت و يك حاكم هستند و موجودات، قدرتى ندارند تا اين كه به فكر تسخير قدرت همديگر باشند. به نظر ما قوىترين استدلال همين استدلال مانع است كه بسيار هم واضح است.
دليل پنجم: من دون اللّٰه
استدلال پنجم براى اثبات اين مطلب كه مشركان عقيده داشتهاند بتها داراى استقلال در برابر خدا هستند و در عرض خدا قرار دارند، كلمۀ «مِنْ دُونِ اللّٰهِ » است كه در آيات قرآن، بسيار به چشم مىخورد. به عنوان نمونه، يكى از آن آيات را مطرح مىكنيم :
«وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّٰهِ ...» 1؛ «بعضى از مردم معبودهايى غير از خداوند را براى خود انتخاب مىكنند؛ و آنها را همچون خدا دوست مىدارند.»