47واژۀ «مَعَ » در «مَعَ اللّٰهِ» ظهور در مساوات دارد؛ يعنى آيا شما بتها را مساوى خدا مىدانيد. همانند آيۀ: «نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِينَ» و مساوات، بتها را در عرض خدا دانستن است. و اين با طولى بودن سازگار نيست؛ زيرا در آن صورت «مع» نيست؛ زيرا بتها آنچه دارند از خدا دارند.
«أَمّٰا يُشْرِكُونَ» در اصل «اَمْ ما يشركون» بود كه در هم ادغام شده است و مفادّ «امْ» به معناى تسويه است؛ يعنى آيا خدا بهتر است يا بتها، آيا واقعاً اين دو مساوى هستند؟!
دليل چهارم : تمانع
دليل چهارم بر اين كه عقيدۀ بتپرستان اين بوده كه بتها در عرض خدا و داراى استقلال هستند، تمانع است. اين دليل در چند آيۀ قرآن به طرز جالبى بيان شده است. اين دليل نسبت به دلايل ديگر از جايگاه ويژهاى برخوردار است. حاصل اين استدلال اين است كه تدبير در هر چيزى، مساوى با وحدت مديريت است و تدبير و مديريت با دوگانگى سازگار نيست. تدبير بيش از يك مدبّر، موجب اختلال نظام مىشود. از وحدت نظام در عالم به وحدت مدبّر عالم، پى مىبريم.
آيۀ اوّل:
«أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ* لَوْ كٰانَ فِيهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اللّٰهُ لَفَسَدَتٰا فَسُبْحٰانَ اللّٰهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّٰا يَصِفُونَ » 1؛ «آيا از زمين خدايانى انتخاب كردند كه بتوانند مردگان را زنده كنند؟! (نه؛