102اصلاً طوليت نداشته باشند و يا اين كه طوليت داشته باشند، ولى از طرف خداوند مأذون نباشد، سخنى ناصحيح است. سخن ما اين است كه اگر بتها طولى هستند لازمه ذاتى آن، اذن مىباشد؛ و اين نظير زوجيت، براى اربعه است. همان گونه كه زوجيت از اربعه قابل تفكيك نيست، اذن هم از طوليت قابل تفكيك نيست؛ زيرا معناى طولى بودن اين است كه در سلسلۀ علل و معلولها قرار دارد و در جهان هستى مؤثر است؛ چون خداوند اين چنين وجودى را به وى داده است. اگر خداوند آنها را در سلسلۀ اسباب و مسببات قرار نداده، پس اصلاً در طول نيستند. و همين معناى غير مأذون بودن است. پس نتيجه مىگيريم، تقسيم طولى بودن به مأذون و غير مأذون، ناصحيح است.
دفاع از نظرات آيةاللّٰه زنجانى و پاسخ آن
ممكن است آيتاللّٰه زنجانى در دفاع از خود چنين بگويد : ما كه مىگوييم بتها در طول خداوند قرار دارند، منظورمان اين است كه در سلسلۀ اسباب و مسببات قرار مىگيرند و از نظر مرتبۀ وجودى - كه از طرف خداوند دارند - كارهايى از آنها ساخته است. اين عقيدۀ بتپرستان بوده است و معناى غير مأذون بودن اين است كه خداوند تكذيب كرده است كه به بتها اثرى عطا كرده باشد و در سلسلۀ اسباب و مسببات قرار داده باشد. و فرموده است اين عقيده، بدون دليل و برهان است؛ يعنى خداوند بتها را سبب و مسبب قرار نداده است، پس طولىِ غير مأذون داريم.
جواب اين است كه اصل چنين عقيدهاى از نظر ثبوت، منافى با توحيد