1692. چون تغيير هلال يك مقياس طبيعى است، و در اثر گذشت زمان تغيير نمىكند، در اسلام به عنوان مقياس قرار گرفته است.
3. با دقت در پاسخ خداوند امتياز ماههاى قمرى بر شمسى روشن مىشود، بدين معنا كه ماههاى قمرى براى همه قابل ديدن است در حالى كه ماههاى شمسى را فقط منجمان با وسايلى كه دارند تشخيص مىدهند.
4. قرين شدن مردم و حج در آيه «لِلنّٰاسِ وَ الْحَجِّ» بيانگر اين است، كه در نظم طبيعى ماه و بروز هلال نيز هر دو -دين و دنيا- مورد نظر مىباشد.
5. ديد بسيارى از مردم در چشمشان است، چون مىديدند كه شكل ظاهرى خورشيد درهر طلوع يكسان است، فكر مىكردند كه ماه نيز بايد اينگونه باشد.
6. تعامل موجود در اين پرسش و پاسخ (پرسش از علت تغيير هلال، و پاسخ از حكمت آن) اسلوب حكيم ناميده مىشود، بدين معنا كه گوينده، مخاطب خود را به نحوه صحيح پرسش راهنمايى نمود. 17. جمله «لَيْسَ الْبِرَّ» اشاره به اين نكته لطيف مىتواند باشد كه سؤال مردم از اهله ماه، به جاى سؤال از معارف دينى همانند كار كسى است كه راه اصلى خانه را گذاشته و از بيراهه وارد خانه مىشود.
8. در اين آيه دوبار التفات صورت گرفته است: يكى از غياب «يَسْئَلُونَكَ» به خطاب « بِأَنْ تَأْتُوا » ، و دوم از خبر و ماضى « اتَّقىٰ » ، به انشاء و امر « تَأْتُوا » و «اِتَّقُوا» ، كه بيانگر اهميت ورود درست به بيت علم و رعايت تقوا مىباشد.
9. آنچه مهم است و موجب كمال مىباشد، وجود تقوا در انسان و اتصاف بدان است، نه صرف مفاهيم ذهنى.
10. وجود پرهيزگاران سرچشمه همه نيكىهاست، به گونهاى كه گويى خود آنها عين نيكى هستند.