421و گفتۀ ابن هشام 1 ضمن شرح ورود محمد از قبا به مدينه: «ركب رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه وسلم إلى سعد بن عباة يعوده من شكْوٍ أصابَه، على حمار عليه إكاف، فوقه قطيفة فَدَكيّة مُختَطمه بحبل من ليف...» 2 نشانههاى رونق كشاورزى و صنايع دستى ساكنان فدك است. تا آنجا كه حسن بن عبداللّٰه اصفهانى 3 آن را به همين نشانهها چنين وصف كرده است: «فدك قريةٌ بِهَ نخيل وصَوافي للسلطان وزُرُوع...». 4وقتى محمد بن جرير طبرى مىنويسد كه مادر نعمان بن منذر پادشاه حيره، از اهالى فدك بوده، در واقع سند معتبرى در قدمت تاريخى سرزمين فدك به شمار مىرود. 5سرزمينِ فدك، منزلگاه طايفۀ بنومُرَّه از قبيلۀ بزرگ و مشهور عرب غطفان است.
بنىمره ساكنان سرزمين خيبر و فدك بودند. و در شمال آنها قبيلۀ اشجع به سر مىبردند. كه همگى در مجاورت قبيلۀ غطفانىها، تحت نفوذ متموّلين و سياستمداران يهود خيبر بودند.
با توجه به اينكه حرّه خيبر، بزرگترين حرّۀ شبه جزيره بعد از حرّۀ بنىسليم است، لذا به عنوان يكى از مهمترين مناطق دو راه بازرگانى مكه - شام موقعيت مهمى داشت و فدك به عنوان منزلگاه يكى از اين دو راه بازرگانى، از اهميت بسزايى برخوردار بوده است.
متأسفانه ياقوت حموى و فيروزآبادى از موقعيت جغرافيايى فدك سخنى به ميان نياوردهاند. ولى صاحب «المناسك» 6 در قرن سوم هجرت، بدان جهت كه اين قريه ميانه راه مسافران مدينه قرار داشته، از موقعيت جغرافيايى آن يادها كرده است.