253رجلاً مِنْهُم». 1و چون صحابه چنين شنيدند، از شدّت تأثّر با گفتۀ پيامبر همصدا شدند كه:
«لئن أظفرنا اللّٰه تعالى بهم يوماً من الدهر لنمثّلنّ بهم مثلة لميمثلها أحد من العرب». 2اندوه و حزن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در لحظات نخستينِ از دست دادن عزيزترين يارانش در پهنۀ نبردى خصمانه عليه مؤمنان، در كلام ابنمسعود نهفته است:
«ما رأينا رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - باكياً أشد من بكائه على حمزة رضى الله عنه وضعه في القبلة ثم وقف على جنازته، و انتحب حتى نشق - أي شهق». 3صفيّه بنت عبدالمطلب خواهر تنى حمزه سراسيمه به جستجوى جسد برادر، اين سو و آن سو مىشتافت. على و زبير او را مانع شدند؛ ولى تحمّل نياورد.
پيامبر را ديد گفت:
«اى رسول خدا! حمزه كجاست؟» محمّد گفت:
«ميان مردم.» خواست برود، باز مانعش شدند، تا جسد برادر را به آن شكل و هيئت نبيند. محمّد گفت: «او را رها كنيد!»:
«فما رأته بكت و صارت كلما بكت بكى - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - ». 4