252محمّد صلى الله عليه و آله در حالى كه مجروح و خسته بود، ياران را گفت:
مرا كنار جسد حمزه عمويم ببريد!
ابوهريره گويد:
ان رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - وقف على حمزة بن عبدالمطلب حيث استُشْهِدَ فنظر إلى منظر لمينظر إلى شيء قط كان أوجع لقلبه منه و نظر اليه قد مُثِل به فقال: «رحمة اللّٰه عليك فإنّك كنت ما علمت وصولها للرحم فعولا للخيرات و لو لا حزن من بعدك عليك لسرّني أن أتركك حتّى يحشرك اللّٰه من أرواح شتّى». 1در اوج تأثّر و اندوه از ديدار نعش عمو و به لحاظ پيوند و علاقهاى كه ميانشان بود، محمّد صلى الله عليه و آله حزن و غم خود را مخفى نكرد و آشكارا بر او زمزمۀ غمانگيز داشت. طبيعى است كه يك انسان متعادل از اين همه سفّاكى و اوج تعصّبات نفرتانگيز به ستوه و نجوا آيد و به اعتبار طبيعت بشرگونه، حسّ انتقامجويى در او جوشان گردد. محمّد صلى الله عليه و آله در برابر جسد مُثلهشدۀ عموى خود چنين حالتى يافت. يكباره سوگند خورد:
«واللّٰه على ذلك لأمثلنَّ بسبعين منهم مكانك». 2ابناسحاق به نقل از «محمّد بن جعفر ابن زبير» جملۀ محمّد صلى الله عليه و آله را چنين ثبت كرده است:
«و لئن اظْهَرَني اللّٰه على قريش في مَوْطِن مِنَ المواطن لأُمثّلنَّ بثلاثين