199«ليذكرنهم قتلى بدر فيُحفظنّهم فيكون أحد لهم في القتال». 1در حقيقت انگيزۀ هجوم به مدينه و وقوع حادثۀ احد، خونخواهى از بدر يا واقعهاى بود كه قبايل بتپرست، خود به انگيزۀ اقتصادى و عقيدتى عليه پيروان نظام جديد و تعليمات پيامبر صلى الله عليه و آله به راه انداخته بودند و چون با پيروزى روبرو نشدند، خونخواهى، انگيزۀ جديد آنها در برخورد با مردمى گرديد كه مىخواستند به دور از معابد بُت، زندگى خود را بر پايۀ اخوّت و برابرى بنا نهند و تفاخر كهن را به مدد معنويّت و تعقّل نوين، به فراموشى سپارند.
طبيعى است وقتى مردم عربِ صحرانشين احساس كنند كه ديانت و تعصّبات قبيلهاى آنها دستخوش تحقير شده است و نتوانند خود را از اين حسّ حقارت برهانند، براى كينه و انتقامجويى، روحيّه مىيابند. علاقه به جنگجويى، صفتى در نهاد همۀ صحرانشينان است و غارتگرى يكى از ويژگىهاى آن و خاصّ مردان مىباشد. اين حالت با عصبيّت قبيله كه هميشه ديگر مردمان را شكار قانونى خود مىدانند، همراه است و خودپرستى را در حدّ افراط در شخصيّت قبيله متجلّى مىكند.
اين وضعيّت در همۀ ادوار عرب آشكار بوده است و بهخوبى نشان مىدهد كه در جنگهاى قبايل و مرسوم در ايّام جاهليّت، خونخواهى، مسبّب اصلى جنگ بوده است و اين مؤلّفه قادر بوده است كه همۀ عوامل اقتصادى و انگيزههاى عقيدتى آنها را تحتالشّعاع قرار دهد.
قبايلى كه قرنها اختلاف در خصوص چهارپايان و چراگاهها و چشمههاى آب را فرصتى براى غارتگرى و عمليّات پهلوانى مىدانستند، اكنون كه بسيارى از سران تندخوى خود را نيز از دست دادهاند، چه حالتى مىيابند؟
رسم انتقام در زندگى بدوى و مظاهر اشرافى عرب به صورت يكى از نيرومندترين رسوم دينى و اجتماعى آنها متجلّى بوده است و مصاديق زير، از اين موارد است: