146به بيان ديگر، طلحه وقتى به مدينه رسيده كه پيامبر در بدر بوده است؛ ولى طلحه گزارش خود را در تُربان به پيامبر داده است! و مردم مدينه چون اين خبر را شنيدند، براى خارج شدن از شهر شتاب كردند!
خامساً و مهمتر آنكه همۀ تذكرهنويسان از جمله ابناثير مىنويسد:
طلحه هنگام وقوع بدر: «كان في الشام تاجراً...». 1يا به گفتۀ ابنحجر عسقلانى: «و كان عند وقعة بدر في تجارة الشام». 2اگر طلحه در هنگام وقوع نبرد، در شام بوده است، چگونه است كه به نقل واقدى، وقتى به مدينه رسيد، پيامبر در بدر بود؟
سادساً اگر او در تُربان، محمّد صلى الله عليه و آله را ملاقات كرده، چگونه است كه دوباره به تجارت شام برگشته و راهى بدر نشده است؟
شايد اگر كسى به مسيرها و مواضع جغرافيايى مسير مدينه تا بدر آشنايى نداشته باشد، در پذيرفتن چنين گفتههايى احساس مشكل نكند؛ ولى وقتى فاصلهها در نظر او به لحاظ مكان و زمان تشخّص عينى پيدا كرده باشد، گفتههاى مزبور را فاقد انسجام و غيرواقع مىيابد. 3نكته در اين است كه پيامبر و مسلمانان هنگام خروج از مدينه، اطّلاعى از مسير و موقعيّت كاروان قريش نداشتند؛ تا اينكه پيامبر در نزديكىهاى بدر در صفراء توسّط بعضى از يارانش آگاه شد كه كاروانى در راه بدر است. او عازم رسيدن به تقاطعهاى راه بازرگانى قريش بود و همين هدف او را به سوى بدر كشانده بود.
براى اين منظور بايد مسير مدينه تا بدر را از تُربان و مَلَل بپيماييم و حوادث را در طول مواضع جغرافيايى اين طريق دنبال كنيم: