143انتخاب كرده است. يادآورى مىشود:
ابناسحاق در كتابش، مسيرِ پس از ذاتالجيش را «تُرْبان» و «مَلَل» خوانده است. 1واقدى پس از قبول اين مطلب، از مسير و توقّف پيامبر در ملل و تربان چنين ياد كرده است:
«آنگاه آهنگ درۀ مَلل و تُربان كرد و ميان حفيره و مَلل توقف نمود»
«و أصبح ببطن مَلَل و تُرْبان، بين الحفيرة و ملل». 2در همين منزلگاه بود كه به گفتۀ محمّد بن بجاد و سعد بن ابىوقّاص با مساعدت پيامبر، آهويى را شكار كرده، آنگاه دستور داد تا گوشت آن را ميان همۀ ياران تقسيم كنند.
با توجّه به اينكه به تصريح سمهودى، تُربان: «ذات الجيش نقب ثنية الحفيرة» است 3، عقيدۀ اسدى در اين خصوص صحيح به نظر مىرسد كه مدّعى است:
«بين الحفيرة أي التي تنسب الثنية لما و بين ملل ستة أميال». 4بنابراين: «تُربان فيما بين ذلك و بين ثنيّة مفرح موضع يقال له سمهان».
در ادامۀ بحث، موضوع مهمى را پى مىگيريم و آن، سند جاسوسى «طلحة بن عبيداللّٰه» و «سعيد بن زيد» است. اين پژوهش نشان مىدهد كه واقدى در «مغازىِ» خود مرتكب چه اشتباه تاريخىاى شده است.
واقدى در صدر گزارشات تاريخى خود دربارۀ بدرالقتال مىنويسد: