33مقدّمه مؤلّف
مقدّمه مؤلّف
مدينهشناسى ]Madinalogy[ يا علمالمدينه، شناخت بافت اصلى شهرى است كه محمّد صلى الله عليه و آله در آن مىزيست. بنابراين، مدينهشناسى از آثار محسوسى سخن مىگويد كه در مستندات سيرت محمّد صلى الله عليه و آله از آن ياد شده است و مىكوشد تا سيرۀ محمّد صلى الله عليه و آله را در بافت اصلى شهر مدينه بشناساند و آن بافت قديمى را با تطوّرات تاريخى تطبيق دهد؛ تا موقعيّت امروزى آن را معيّن سازد.
به اين اعتبار، مىتوانيم به تفاوت و مرز پژوهشى ميان مدينهشناسى و علمالسّيره (السّيرة النّبويّه) راه يابيم؛ زيرا موضوع مدينهشناسى، «شناخت آثار نبوى در سيرت پيامبرى» و يا به عكس، «شناخت سيرت نبوى در آثار نبوى» است؛ در حالى كه موضوع سيرهنويسى، عام بوده و همۀ ابعاد زندگى پيامبر؛ از رسالت تا رحلت را مىشناساند و مستندات حقيقى - تاريخىِ هيچ يك از آن ابعاد را كاملاً ارائه نمىكند.
لذا با توجّه به اينكه در اسلامشناسى، تجزيه و تركيب همۀ مباحث؛ از جمله:
سيرت پيامبر، قرآن، تاريخ در قلمرو عرفان، كلام و فلسفه مدّنظر قرار مىگيرد - تا عقيدۀ نهايى اسلام را دربارۀ انسان و جهان بشناساند - مىتوان به موقعيّت و اهمّيت مدينهشناسى در اسلامشناسى پى برد.
در واقع مدينهشناسى، اگر چه آرمانى را نمىجويد و قصد ارائۀ تفسير نهايى حيات معنوى را ندارد، ولى اين امكان را به اسلامشناسان آرمانى مىدهد كه آنان نيز بهتر بتوانند به زمين و بشرى كه با عالم معنا در ارتباط بوده است، بنگرند.
به عبارت ديگر، مدينهشناسى، زندهنگهداشتن آثار زندگىِ بشرگونۀ پيامبر را