92فرمى كه اسلام براى حجگزارى انتخاب كرده، فرم قشر ممتاز و حتّى متوسط نيست. فرم قشر محروم و زى كسانى است كه به خوارى كشانده شدهاند، اما اكنون همه اين فرم را در برابر خدا و در جهت تجرد از تعلقات و گسستن وابستگيها به خود گرفتهاند تا ضمن بيرون آمدن از امتيازطلبى و روح تبعيض، درد جانكاه محرومان و ستمديدگان و به ذلّت كشانيدهشدگان را لمس كنند.
و نيز در حج اسلام، حاكميتِ روح برادرى و برابرى، هر نوع انحصارطلبى را منتفى ساخته است و به كسى اجازه نمىدهد كه خانه خدا و قداست آن را به خود اختصاص دهد و آن را وسيلۀ تفاخر و سوء استفاده از احساسات پاك مذهبى مردمى قرار دهد كه انجام مناسك حج را بر خود فرض مىدانند. و هيچ گروهى به عنوان واليان و متوليان و خادمان كعبه، نمىتوانند اين خانۀ خدا و مثابۀ ناس را در انحصار خويش درآورند و اهداف و مطامع هيچ كس و هيچ گروهى نمىتواند تعيين كنندۀ شيوۀ برگزارى حج و بهرهگيرى از ثمرات حياتبخش آن باشد.
در تفكر توحيدى اسلام، صاحب اين خانه خدا است و جز او صاحبخانهاى ندارد. آنان كه ميزبان حاجيانند و خود را خانهدار و نگهبان خانۀ خدا مىدانند، شرافتى جز خدمت بىريا در جهت رضاى خدا، ندارند. و از سوى ديگر، حج اسلام گرچه در كنار اسرار و آثار معنوى، يك سلسله منافع سياسى و اقتصادى در جهت بهبود وضع عمومى مسلمانان جهان دربر دارد، اما هرگز بر محور منافع مادى و اقتصادى استوار نيست و با هيچ مصلحت مادى و انتفاعى نمىتوان مراسم و مناسك حج را از