93آنچه كه خدا فرمان داده و آدم و ابراهيم و رسول خدا - ص - انجام دادهاند تغيير داد و حج را در مصلحت فرد و يا گروهى خاص قرار داد.
هيچ قدرتى نمىتواند براى رسيدن به منافع و مطامع شخصى يا گروهى، در حج اسلام و حج ابراهيمى و حج محمدى، تغييرى دهد و چيزى بر آن اضافه و يا جزئى و حقيقتى را از آن حذف نمايد؛ زيرا حج اسلام، آهنگ حركت فطرت به سوى اللّٰه و سير در جادۀ تكامل است و چنين حركتى قابل تغيير و تبديل نيست؛ «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ .» 1اسلام با تأكيد بر اين سه اصل، از معنويت و قداست و محتواى حج پاس داشته و حج ابراهيمى را احيا كرده و با منع از هر نوع بدعتگذارى، محتواى سازنده و حركتآفرين حج را تضمين كرده است.
بازگشت به حج ابراهيمى و حج محمدى - ص -
اكنون، علىرغم همۀ بوقهاى تبليغاتى جهان استكبارى، آهنگ حركت براى بازگشت به حج ابراهيمى و حج محمدى - ص - نواخته شده و صفوف فشردهاى از مسلمانان آگاه و بصير و بينا، در نقاط مختلف جهان، به جبهۀ برخورد اسلام با دنياى استكبارى پيوستهاند و فرياد مرگ بر استكبار شرق و غرب و مولود نامشروعش اسرائيل، كه حاميان و بنيانگذاران اوليۀ بدعت بزرگ بىمحتوا كردن حج مىباشند، هر نوع سدى را در برابر رشد و آگاهى ميليونها مسلمان شكسته و سيل خروشان