68مورد هجوم قرار گرفت و به يغما رفت و به منظور هموار شدن راه غارتِ بيشتر، استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى از مسلمانان سلب گرديد.
خطر تحريف حج بيش از پيش مطرح شد و اين فاجعۀ عظيم به شكل ديگرى رخ داد.
اين بار حج، به عنوان عامل بزرگ بيدارى مسلمانان و حركت عظيم ضد استكبارى، به صورت سدى محكم و استوار در برابر هجوم و يورش غرب و شرق قرار گرفت و اينجا بود كه دشمن جديدى براى خنثى كردن آن، به مبارزه و پيكار با حج همّت گمارد.
اين دشمن غدار نيز، از تجربيات شيطانى دشمن اول سود برد و سعى بر آن داشت كه بدون ايجاد وقفه و خللى در انجام شكل ظاهرى مراسم حج، آن را از درون تهى نمايد و به سود خود تغيير ماهيت دهد.
اين سادهلوحى است اگر ما تصور كنيم كه توطئۀ مشترك استكبار و طاغوتها، متمركز در براندازى حج و ممانعت از برگزارى مراسم آن است؛ زيرا اين توطئه نه تنها عملى نيست كه اصولاً سودى هم براى استكبار و طواغيت دربر نخواهد داشت، و حتىالامكان بهرهگيرى از اين فرصت مناسب و ايدهآل را از آنها خواهد گرفت.
عمق و پيچيدگى اين توطئه و سياستگزارى مشترك شوم در اين است كه: دشمن سعى در برگزارى حج دارد و تلاش ظاهرى و سياستگزارى آشكار او در اين است كه اين مراسم هر چه با شكوهتر و با آرايشى بهتر انجام گيرد؛ ولى به صورت قالبى تهى و صد در صد فاقد محتوا و به دور از هر نوع بهرهگيرى، در جهت ايجاد وحدت و قدرت