67الْكَعْبَةُ.»
حج، با داشتن بار سياسى و ابعاد مختلف اجتماعى - اقتصادى، مىتوانست هر سال تحوّلى بنيادين و حركتى انقلابى در زندگى مسلمانان و در نهايت در اوضاع سياسى جهان اسلام ايجاد كند و به دليل تماس مستقيم با مسألۀ حكومت و رهبرى و امامت مسلمانان مهمترين اصل اسلامى و بنيادىترين مسألۀ جهان اسلام را همراه داشته است؛ به طورى كه حج صحيح و پرمحتوا مىتوانست اوضاع جهان اسلام و زندگى صدها ميليون مسلمان را دگرگون و در نتيجه همۀ قدرتطلبان ناصالح و حكام و سردمداران آشفتۀ بازار سياست و اقتصاد مسلمانان را از رسيدن به مقاصد شوم خود محروم سازد.
از اين رو، همۀ كسانى كه به نحوى منافعشان از طريق انجام مراسم صحيح حج به خطر مىافتاد و سرنوشت خود را با مسألۀ حج در ارتباط مىديدهاند، سعى بر آن داشتهاند كه به گونهاى از آثار بنيانكن حج در امان بمانند و قدرت و منافع خود را در برابر خطرات ناشى از حج، آسيبناپذير سازند.
شيطانىترين راه براى تأمين اين هدف شوم، ابقاى ظاهر حج و حفظ شكل و قالب ظاهرى و بىمحتوا كردن و خنثى نمودن آن بود، كه در نهايت (حج بىمحتوا) مىتوانست به صورت عامل و وسيلهاى براى تأمين اهداف شوم آنها تغيير ماهيت دهد.
در چند قرن اخير كه پاى استعمار غرب و شرق به كشورهاى اسلامى باز شد و منابع سرشار اقتصادى مسلمانان به صورت وحشتناكى