320مدينه اصلاً سخن به ميان نيامده است! و دار النابغه فقط به عنوان يكى از مساجد مدينه! معرفى شده است.
و اين وضع تقريباً تا قرن دهم ادامه داشته و در اين دوران ساختمان جديد براى دارالنابغه احداث شده و با نصب ضريح روى قبر و ايجاد محراب در كنار ضريح هر دو عنوان تجديد و محل هر يك از قبر و مسجد مشخص و حفظ گرديده است.
البته بيشتر مردم و زائرانى كه آشنايى با تاريخ نداشتند و از وجود«مسجد»در اين محل مطّلع نبودند، تنها به جنبۀ مدفن بودن اين بقعه توجّه مىكردند و اين بقعه را منحصراً مرقد پدر گرامى پيامبر و نه محلى كه داراى عنوان مسجد است، مىشناختند و به نظر مىرسد انگيزۀ اصلى و علّت مهمّ حفظ اين بقعه از سوى مسؤولان سعودى تا سال 1355شمسى با اين كه آنها هفتاد سال قبل همۀ ساختمانهاى بقاع را در مدينه و ساير شهرهاى حجاز منهدم و با خاك يكسان نمودند، توجه به جنبۀ مسجد بودن دارالنابغه بوده نه به علت وجود قبر پدر گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از نظر وهابيها جزو كفار و مشركان! مىباشد.
و اينك مشروح اين بحث:
دارالنابغه مدفن عبداللّٰه
كاتب واقدى(متوفاى 230ق.)دربارۀ عبداللّٰه بن عبدالمطلب و مرگ وى در مدينه مىگويد:
«ودُفِنَ في دار النابغة وهُوَ رَجلٌ من بنى عدى بن نجّار...» . 1
ابن شبه(متوفاى 262 ق.)هم مىگويد: «قبر عبداللّٰه بن عبدالمطّلب في دارالنابغة» . 2