152وقتى قبيلۀ كنانه كه ميان دشت بودند چنين ديدند، به سمت قريش گرايش پيدا كردند و جاى خود را ترك گفتند و با اين كار، درگيرى به آنها نيز كشيده شد و هفتاد نفر از جنگجويان ايشان، كشته شدند، و برخى گفتهاند وقتى خاندان بكر بن عبدمناة، اين صحنه را ديدند رئيس آنها براى بقاى قوم خود، پيش قدم شد و آنان را كه به آن رخم مىگويند، جدا از ديگران قرار داد و گفت: آنها را به اين جا بخوانيد، بسيار مايلم كه حتى يك نفر از ايشان، فرار نكند. روز شطيمه، روز پيروزى هوازن بر كنانه بود و از قريش كسى - كه نامدار باشد - كشته نشد و آخر روز [ قريش] از بنىبكر [ عده زيادى را] به قتل رساندند.
نبرد عَبْلاء
ازدى به نقل از محمد از ابوعبيده چنين نقل كرده است: هر دو گروه گرد آمدند و در عبلاء - كوهى در كنار عكاظ - به هم رسيدند. رؤساى ايشان همان كسانى بودند كه در روز شطيمه رياست داشتند در اين روز نيز هوازن بر كنانه پيروز شدند.
نبرد شَرِب
همچنين، ازدى از محمد از ابوعبيده چنين نقل كرده است: آن گاه هر دو گروه در روز دوم بر [ كوه] قرن الخيول گرد هم آمدند و در شَرِب از عكاظ با هم درگير شدند.
رؤساى ايشان همان رؤساى قبل بودند روزى بزرگتر و پراهميتتر از آن روز، وجود ندارد؛ در آن روز ابنجدعان يكهزار نفر را بر يك هزار شتر با خود همراه كرد. آنها با هم درگير شدند و دو روز متوالى هوازن بر كنانه پيروز شدند يكى روز شطيمه و ديگرى روز عبلاء و بيم آن داشتند كه باز هم مغلوب شوند، از اين رو بااحتياط برخورد كردند.
بنىاميه و بنىمخزوم، خويشتندارى و صبر پيشه كردند خاندان عبدمناة بن كنانه نيز صبر كردند تا اثر شكست ايشان در روز شطيمه زدوده شود. قبايل نضر و ثقيف نيز خويشتندارى و صبر پيشه كردند، چرا كه در عكاظ كه شهر ايشان به شمار مىآمد، اموال و نخلهايى داشتند. آنها در آنجا تا شام جنگيدند و شكست خوردند. ازدى در ادامه