127پس از اسلام رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر پيمانى كه در جاهليت بسته شده باشد، اسلام آن را تحكيم مىبخشد. 1 پس از آن ابناسحاق مىگويد: [ از آن زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله [ سقادارى و كار پذيرايى [ از حجاج] را به هاشم بن عبدمناف واگذار كرد، چرا كه عبدشمس همواره در سفر بود و كمتر در مكه اقامت داشت و زود خشمگين مىشد، حال آن كه هاشم آسانگير و خوشرو بود و آن گونه كه مىگويند، وقتى موسم حج فرا مىرسيد به ميان قريش مىرفت و مىگفت: اى مردم، شما همسايگان خدا و اهلبيت او هستيد و قرار است در اين موسم، زائران خانۀ خدا و حجاج به اين جا بيايند، آنها ميهمانان خداهستند و از هر ميهمانى گرامىترند، بنا بر اين هر كس به هر مقدار كه مىتواند، مشاركت كند تا براى پذيرايى از حجاج، غذا تهيه شود. به خدا سوگند اگر خود، توان اين كار را داشتم هرگز به شما روى نمىآوردم. مردم نيز هر يك به اندازۀ توان خود - از اموال خويش مبلغى براى اين كار مىدادند و براى حاجيان غذا تهيه مىكردند و حاجيان تا زمانى كه به ديار خود باز مىگشتند، پذيرايى مىشدند. مىگويند هاشم نخستين كسى است كه دو سفر را براى قريش متداول كرد و به صورت سنت درآورد؛ سفر زمستانى و سفر تابستانى. او نخستين كسى است كه در مكه خوراك تريد به مردم داد و نام او عمرو بود و از اين رو هاشم ناميده شد كه نان را براى خويشان خود در مكه تريد مىكرد [ از ريشه هشم] . شاعرى از قريش، يا يكى از شاعران عرب در اين باره مىگويد:
عمرو الذى هشم التريد لقومه
ابنهشام مىگويد: فردى از اهالى حجاز كه با شعر آشنا بود، اين مصرع را برايم خوانده بوده: قوم بمكّة مسنتين عجاف.