120مبلغى بپردازد و چيزى [ براى غذا دادن] تقديم كند. با اين كار آذوقۀ بسيارى جمع شد.
وقتى اولين گروههاى حجاج رسيدند، بر سر هر كدام از راههاى اصلى مكه، شترانى سر بريدند. در مكه نيز چنين كردند و محوطهاى را به اين كار اختصاص دادند تا هر كس از آنجا مىگذرد، نان و تريد و گوشت بخورد. هر كس مىآمد سراغ آن محوطه را مىگرفت و غذا مىخورد و آب و شير مىنوشيد و در بازگشت [ حاجيان] نيز چنين [ سفرههايى پهن] مىكردند. اين شعر نيز در اين مورد گفته شده است:
أشبعهم زيد قصى لحماً
ولبناً محضاً و خُبْزاً هشماً
بنىعامر بن لؤىّ هيچ گونه همكارى با قريش نداشتند.
زيد بنا به گفتۀ زبير، نام قصى بوده است، زيرا مىگويد: اسم قصى، زيد بود و از اين جهت قصىّ ناميده شد كه از مكه بيرون شد و مادرش او را با خود از آن جا به جاى ديگرى برد. زبير دربارۀ قصىّ اخبار ديگرى جز آنچه گفته شد ذكر كرده؛ از جمله در روايتى آورده است: ابوالحسن اثرم به نقل از ابوعبيده گفته است كه قصىّ ولايت [ كعبه] را بر عهده داشت و به حاجيان شير و كشمش مىداد. زبير مىگويد: ابوالحسن اثرم، از ابوعبيده، از خالد بن ابوعثمان نقل كرده و مىگويد: قصى اولين كسى است كه پس از نابت بن اسماعيل تريد درست كرد و در مكه غذا و شير داد. شاعر گويد:
أشبعهم زيد قصى لحماً
ولبناً محضاً و خُبْزاً هشماً
گفته مىشود در آن زمان هنوز آنان را هاشم [ به معناى خرد كننده و تريد كنندۀ نان] نمىناميدند.
زبير مىگويد: عمر بن ابوبكر موصلى، از عبدالحكيم بن سفيان بن ابىنمر نقل كرده است كه گفت: وقتى نخستين پسر زاده شد، [ قصى] او را عبدمناة ناميد. آن گاه متوجه شد كه همنام با ابومناة بن كنانه است. او را به عبدمناف بن كنانه سپرد. و [ فرزند ديگر] از اين دو، عبدالدار ناميده شد كه وقتى كعبه ويران گرديد و [ قصى] قصد بناى آن را داشت،