94زور صورت گرفته، روايتى است كه در مسند امام احمد بن حنبل به ما رسيده است، آنجا كه مىگويد: يحيى از حسين، از عمروبن شعيب، از پدرش و او از جدش نقل كرده كه گفته است: هنگامى كه دروازۀ مكه به روى رسول خدا صلى الله عليه و آله باز شد، فرمود: سلاح را كنار گذاريد، مگر (با) خزاعه از بنىبكر. آنگاه اذان گفت و نماز عصر خواند و سپس گفت:
سلاح را كنار گذاريد ... . 1فاكهى نيز اين روايت را نقل كرده، مىگويد: حسنبن حسين براى ما نقل كرده كه ابن ابىعدى از حسينِ معلم، از عمرو بن شعيب، از پدرش، از جدش نقل كرده كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله به هنگام فتح مكه فرمود: سلاح را كنار بگذاريد، مگر با خزاعه از بنىبكر.
آنگاه اذان گفت و نماز عصر به جاى آورد و سپس به آنها فرمان داد تا سلاح را كنار بگذارند. فرداى آن روز مردى از خزاعه، مردى از بنىبكر را در مزدلفه ديد و او را كشت؛ وقتى اين موضوع به سمع پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، در حالى كه پشت به كعبه كرده بود، برخاست و به سخنرانى براى ما پرداخت و فرمود: «ستمكارترين مردم به خدا، كسى است كه در حرم خدا، دشمنى ورزيد و جز قاتل خويش بكشت و به جرم دشمنى جاهليت، به قتل رساند».
«يحيى» كه در حديث امام احمدبن حنبل ياد شده، همان يحيى بن سعيد قطان، امام مشهور و از بزرگان است و «حسين» استاد اوست كه چندين نفر او را ثقه دانستهاند و جماعتى از وى نقل حديث كردهاند و عمرو بن شعيب - اگر چه بخارى و مسلم از وى نقل نكردهاند - از سوى يحيى بن معين 2 و اسحاق بن راهويه و صالح حرره و بزرگان ديگر فردِ ثقه دانسته شده است و چند تن از بزرگان به او استناد كردهاند؛ زيرا من شخصاً به خط حافظ الذهبى در «تاريخ الإسلام» 3 ديدم كه به نقل از بخارى آمده بود: احمد بن حنبل و