78خانههاى مكه برداشته شود و عمربن عبدالعزيز 1 به كارگزار خود در مكه نوشت كه مردم مكه را از اجاره دادن خانههاى خود به هنگام آمدن حجاج، باز دارد؛ زيرا اين كار براى ايشان حلال نيست و مالك مىگويد: اگر مردم خيمههاى خود را در خانههاى مكه به پا مىكردند، كسى ايشان را نهى نمىكرد؛ و روايت شده كه خانههاى مكه را بىصاحب مىخوانند و اينها همه برخاسته از دو اصل بود: يكى اين سخن خداوند - تبارك و تعالى - كه:
وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ
ابنعمر و ابن عباس در تفسير آيه مىگويند: تمام مكه، مسجد است.
واصلِ ديگر اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله با قدرت نظامى وارد مكه شد، هر چند بر مردم آن منت گذارد و جان و اموالشان را امان داد و بر خلاف نظر برخى فقها، نمىتوان جاهاى ديگر را با مكه مقايسه كرد؛ زيرا مكه از دو نظر با جاهاى ديگر، تفاوت دارد:
يكى آن كه خداوند، پيامبر خود را صلى الله عليه و آله بدان ويژه گردانيد و فرمود: ...قُلِ الْأَنْفٰالُ لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ... 2
و ويژگى ديگرى كه خداوند به مكّه بخشيد، آن است كه غنايم آن حلال نيست و آنچه در آن يافت شود بايد به حال خود رها گردد؛ زيرا حَرَم امن الهى است؛ پس چگونه مىتوان زمين آن را، زمين خراج تلقى كرد. هر كس جايى را فتح كرد، حق ندارد مانند مكه با آن برخورد كند.
بنابراين زمين و خانههاى مكه، متعلق به مردم آن است، ولى خداوند بر آنان واجب كرده كه وقتى حاجيان به مكه مىآيند، آنان را منزل دهند و براى خانهها، از ايشان اجاره بها نستانند، اين حكم آن است و به زورمندانه يا صلح آميز