223آن خوددارى كردند، آنان را مجبور به قبول آن كرد و قفل مزبور را به ايشان داد كه (كه هزار دينار آن را) ميان خود تقسيم كردند. (صالح بن عباس) قفل قبلى را براى خود برداشت.
مسبّحى نيز داستان قفل را آورده است، ولى داستان او با آنچه كه فاكهى بيان كرده تفاوت دارد. وى در اخبار مربوط به سال 219 آورده است كه طاهربن عبداللّٰهبن طاهر به همراه گروه زيادى از لشكريان، قفلى كه در آن يك هزار مثقال طلا بود به حج آورد و آن را به در كعبه آويخت و قفل قبلى را برداشت. اين قفل طلاكارى شده بود و گفته مىشود حَجّاج دستور ساخت آن را داده بود. اين مطلب از روى نسخهاى به خط رشيد بن منذرى از مختصر كتاب مسبّحى نقل گرديد.
از جمله چيزهايى كه در زمان ازرقى يا اندكى پس از وى، به كعبه هديه شد، طوقى است از طلاى مرصّع به زمرّد و ياقوت و غيره كه با ياقوت سبز و بزرگى مزيّن شده بود.
فاكهى در اين باره مىگويد: در سال دويست و پنجاه و نُه، يكى از پادشاهان سِنْد، اسلام آورد و طوقى از طلا كه در آن صد مثقال طلاى مُرصَّع به زمرد و ياقوت و الماس و يك نگين ياقوت سبز بود، براى كعبه فرستاد. وزن آن بيست و چهار مثقال بود كه به پردهداران تقديم شد. ايشان نيز دربارۀ آن نامهاى به معتمد علىاللّٰه، خليفه عباسى نوشتند و مرواريد آن را درآوردند و به زنجير طلا كشيدند و در وسط طوق در برابر ياقوت و زمرّد قرارش دادند. معتمد نيز فرمان داد كه آن را آويزان كنند و در سال 259 در كنار ديگر آويزهاى كعبه، آويخته شد.
از ديگر اشيائى كه در زمان ازرقى يا اندكى پس از او در كعبه آويخته شد، نوارى از نقره بود كه نوشتهاى در ميان داشت و آن شامل بيعتنامۀ جعفربن معتمد و بيعتنامۀ ابىاحمد موفق بود. فاكهى در نقل اين مطلب، مىافزايد: آنگاه فضلبن عباس هاشمى در موسم حج سال 261 به مكه آمد و بيعتنامۀ جعفربن معتمد و بيعتنامۀ ابىاحمد موفقباللّٰه برادر خليفه و متن قراردادِ معتمد همراهِ او بود. نوارى از نقره براى آنها درست كرد كه در آن 350 درهم نقره به كار رفته بود كه نامه و نوشتهها در آن قرار داشت و در