155كه فرمود: «خداوندا ! مرا از عزيزترين سرزمينم بيرون كردى، پس مرا در عزيزترين سرزمين خود ساكن گردان»، بايد چنين تفسير شود كه منظور پيامبر صلى الله عليه و آله دوست داشتنىترين يا عزيزترين سرزمين نزد خدا، پس از مكه بوده است. دليل اين تفسير نيز حديث پيش گفتۀ نسائى و ابنحبّان در فضيلت مكه؛ يعنى همان حديث عبداللّٰهبن عدىّ بن حمراء است كه ثابت مىكند مكه دوست داشتنىترين سرزمين براى خداست؛ هر چند كه اين حديث، خود متضمن دلالتى در اين باره نيست؛ زيرا جملۀ: «مرا در دوستداشتنىترين سرزمين خود ساكن گردان» به گونهاى آمده است كه عرفاً مراد از آن را (دوست داشتنىترين سرزمين) پس از مكه، مىگرداند. چون انسان وقتى از جايى بيرون مىرود، ديگر از خدا نمىخواهد كه به همانجا باز گردد. وقتى حضرت صلى الله عليه و آله مىگويد: مرا (از...) بيرون كردى، پس (در...) ساكنم گردان؛ دليل بر آن است كه مراد جايى جز آنجايى است كه بيرون شده است، بدين ترتيب در اين حديث سخنى از مكه به ميان نيامده است.
حديث ديگر (كه در برترى مدينه نسبت به مكه بدان استناد مىكنند)، حديث رافع بن خديج است كه بنا بر آنچه در معجم طبرانى آمده، مىگويد: گواهى مىدهم كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: مدينه از مكه برتر است. ابنعبدالبرّ دربارۀ اين حديث مىگويد: ضعيف است و قابل استدلال نيست و نيز گفته شده كه اين حديث، ساختگى است و ذهبى در «فضلالبلدان» آن را آورده و دربارهاش گفته است: حديث بيهوده و نامربوطى است.
اين دو حديث، مشهورترين حديثهايى هستند كه در فضيلت مدينه نسبت به مكه، بدانها استناد مىشود. از جمله كسانى كه قائل به آن هستند، مالكبن انس و اصحاب او - غير از آنهايى كه ذكر كرديم - مىباشند و قاضى عياض اين مطلب را از عمربن خطاب و برخى صحابه و بيشتر اهل مدينه، نقل كرده است.
ترديدى نيست كه مكه و مدينه، از سرزمينهاى ديگر برتر و از فضيلت بيشترى برخوردار است و به گفتۀ قاضى عياض، همگان بر اين امر متفق القولند، همچنانكه