133غير حرم تنها از سمت تنعيم وارد حرم مىشود، منافات دارد. پيش از اين سخن ازرقى را در اين باره آورديم. گفتۀ فاكهى كه از آن ياد كرديم نيز با آن تضاد دارد.
از دوستى شنيدم كه بيت شعر كمالالدين را با نقل آن از استادمان «دُميرى» چنين مىخواند:
وَمِن يَمَنٍ سَبعٌ و كرز لها اهتدى
لذلك سيل الحرم لم يعد بنيانه
و كرز كه در اين شعر بدان اشاره شده، همان كرز بن علقمه خزاعى 1 است و اولين كسى هم نيست كه در اسلام اين نشان را نصب كرده است؛ زيرا گروهى از صحابه، پيش از وى اين كار را كرده بودند؛ از جمله و بنا بر آنچه ازرقى 2 و فاكهى گفتهاند، تميمبن اسد در سال فتح مكه به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله اين كار را كرده بود و نيز در زمان خليفه عمر، حُوَيْطِب بن عبدالعُزّىٰ و سعيدبن يربوع و مخرمة بن نوفل و ازهربن عوف زُهْرِيان هستند و در «اخبار مكۀ» فاكهى از زبير بن بكار نقل شده كه صبيحة بن حارث بن جبلةبن عامربن كعببن سعيدبن تيم از قريشىهايى كه عمربن خطاب براى بازسازى نشانهاى حرم فرستاد و نيز در زمان عثمان، حويطب بن عبد العزّى و سعيدبن يربوع و عبدالرحمان بن هرمز و گروهى از قريش، به اين كار دست مىزدند. اينان بنا به نقل ازرقى و فاكهى، هر ساله نشانها(انصاب) را بازسازى و مرمّت مىكردند. در كتاب ازرقى و فاكهى، نامى از كرز به عنوان نصب كنندۀ اين نشان وجود ندارد و اين مطلب را تنها ابن عبدالبرّ 3 ياد كرده و گفته است كه اين موضوع در زمان معاويه و در دورۀ ولايت مروان بر مكه، صورت گرفته است و من ندانستم كه استاد ما دُميرى چرا به كار نصب كرز اشاره كرده و از ديگران كه از وى مشهورتر بودهاند، ياد نكرده است و بهتر آن بود كه مىگفت:
وَ مِن يَمَنٍ سَبعٌ تميم لها اهتدى
لذلك سيل الحرم لم يعد بنيانه