119طائف، منحصر به خود اوست و مىگويد كه جمهور علما، شش نظريه دارند. ازرقى در موافقت با ابنخرداذبه تنها نيست، ولى در ميان پيشينيان، معاصران و كسانِ بعد از وى، جز ماوردى و صاحب «المهذّب»، مخالفى ديده نشده است و اگر ازرقى با اين دو مخالفت كرده بود، آن را - همچنان كه مخالفت ايشان با ازرقى نقل شده است - نقل مىكرد. نووى و ديگر متأخران نيز از آن دو پيروى كردند و نه سليمان بن خليل و نه محبّ طبرى اين مطلب را يادآور نشدهاند و اين نشانگر عدم رضايت ايشان نسبت به چنين سخنى است؛ زيرا ايشان در حدود حرم آنچه را ابن ابىزيد و ديگران بيان كردهاند، نقل نموده و به طريق اولىٰ بايد از آن مطلب، سخن مىگفتند؛ چرا كه گويندۀ آن شافعى است و به دليل شهرت بسيار زياد، نمىتوان گفت بر آنها پوشيده مانده بود.
امّا دربارۀ حدود حرم از سمت عراق، چهار نظريه وجود دارد: 1- هفت ميل كه از سوى ازرقى روايت شده 2- هشت ميل كه ابن ابىزيد مالكى 1 در «النوادر» ذكر كرده 3- ده ميل كه از سوى سليمان بن خليل بيان شده 4- شش ميل كه گفتۀ ابوالقاسم بن خرداذبه است.
ازرقى يادآور شده است كه حدّ حرم در اين جهت، در «ثنيّة الخَلّ» كوهراهۀ خَلّ در مُقطّع است. كه خَل و المُقطَّع را خود به خط سليمان بن خليل ديدهام. حال آن كه محبّ طبرى در القرى، خَلّ را با تشديد لام و مقطّع را با فتح ميم و سكون قاف آورده و در «الايضاح» نووى و «تهذيب الأسماء واللغات»، 2 به جاى خلّ، جبل (با جيم و باء) ديدم كه بعيد نيست خطا در نگارش باشد.
ازرقى يادآور شده كه وجه تسميۀ «مُقطّع» آن است كه در زمان ابنزبير، سنگهاى كعبه را از آنجا برگرفتند (قطع كردند) و نيز گفتهاند: در زمان جاهليت وقتى از حرم بيرون مىشدند، به گردن شتران خود پوست درختان حرم را آويزان مىكردند. اگر محملى هم بود چنين مىكردند و هر جا مىرفتند در امان بودند؛ زيرا همه مىدانستند كه آنان از سوى