102فتح (مكه) اسلام آوردند، بر خانههاى خود در مكه، اختلاف نظرى شبيه اختلاف نظر در فتح زورمندانه يا صلح آميز مكه ميان علما، وجود دارد. در مورد صلح آميز بودن (فتح مكه) پيش از اين سخن گفتيم؛ درستترين مطلبى كه مىتوان براى مالكيت خانههاى مكه (از سوى صاحبان آنها) آورد، منّت نهادن پيامبر صلى الله عليه و آله بر مردم مكه و عدم تقسيم آنها (به عنوان غنايم جنگى) است.
در شرح مسلم، علت اين تصور كه مكه به روش صلح آميز فتح شده، ذكر گرديده است. در آنجا مىخوانيم: در واقع امر بر مردم مشتبه شد؛ چرا كه آن حضرت، اموال مردم را مباح ندانست و ميان پيروزمندان جنگ، تقسيم نكرد و وقتى شافعى چنين ديده و برخورد پيامبر صلى الله عليه و آله را خلاف قاعده دانسته، چنين برداشت كرده كه مكه از راه صلح فتح شده است، حال آن كه اين استدلال بىمورد است؛ زيرا بنا به نظر بسيارى از اصحاب، غنايم، به مالكيت پيروزمندان همان نبرد قرار نمىگيرد و امام (رهبر) حق دارد از آنان باز پس گيرد وبر جان و مال و حرمت اسيران، منّت نهد و به آنها امان دهد. به نظر مىرسد كه آن حضرت صلى الله عليه و آله پس از فتح و پيروزى، مصلحت را در آن ديده كه بنا به حرمت عشيره و حرمت مكان و نيز بنا به اميدى كه به اسلام آوردن آنان و افزايش شمار مسلمانان داشت، آنان را به حال خود بگذارد. با اين استدلال ديگر جايى براى احتمال (صلحآميز بودن فتح مكه) باقى نمىماند.
برخى از اصحاب شافعى نيز برآنند كه شافعى معتقد به ورود صلحآميز پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه است. آن كارهايى كه در آنجا به عمل آورد، در مورد كسانى بوده كه با ايشان صلح كرد و مال و جان و زمين آنان را به خودشان واگذار كرد؛ زيرا تنها پس از امان دادن به همۀ مردم مكه، وارد آنجا شد. اين سخنِ اصحاب در واقع نوعى پوزش خواهى نسبت به نظرى است كه شافعى به تنهايى بدان معتقد است و نيز گرايش به نظر اكثريتى است كه فتح مكه را زورمندانه مىدانند و برآنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر مردم مكه منت گذارد و مورد عفوشان قرار داد و اموالشان را در مالكيت خودشان ابقا كرد.
من شخصاً مطلبى ديدهام كه ثابت مىكند تنها امام شافعى است كه اعتقاد به