82مكه نوشته و استنساخ مىشده است.ابنهشام مىگويد:«عمر نزد خواهرش آمد در حالى كه در دستان او يك صحيفۀ قرآنى بود.»بيشتر مورّخان اين روايت را تأييد مىكنند، روايتى كه نشان مىدهد،صحف در آن دوره وجود داشته و نسخههاى آن در مكه متداول بوده است.چطور مىشود تصور كرد،چنين امرى در جامعهاى بوده است كه بيسوادى مطلق بر آن حكمفرما بوده و چنان كه برخى گفتهاند،تنها كسانى به عدد انگشتان دست توانايى خواندن و نوشتن داشتهاند. 1
اوضاع ادبى درمكه
قريش در جاهليت در كار بهترين نوع ادب فعّال بود.آنان از فصيحترين و بليغترين عربها بودند و سهم آنان در خطابه و وصيت،يعنى ارائۀ كلمات و تعابيرى به عنوان وصايا و امثال قابل اعتنا بود.بسيارى از متون كهن در ادب عربى،مانند امالى، طبقات ابن سعد،عقد الفريد ، الأغاني،أمثال العرب و مجمعالأمثال نمونههايى از بهترين و ارجمندترين جملات ادبى از عصر جاهليت قريش را براى ما حفظ كردهاند.
قريش به داشتن بهترين شاعران در جاهليت شهره بود كه برخى از مبرّزترين آنان عبارتند از:ابوطالب،ابوسفيان،عبداللّٰه بن حذافه،هبيرة بن ابىوهب مخزومى،عبداللّٰه بن زِبعرى،زُبَير بن عبدالمطلب.چنان كه شاعرانى هم از اطراف مكه از قبيلۀ هُذيل شهرت داشتند مانند:جناده،جندب،عروه،متنخل،ابوذؤيب،ابوخراش،اُسامة بن حارث، عجلان بن خلية.در ميان باديۀ مكه و شهرهاى اطراف آن هم كسانى شهرت داشتند كه يادِ از نامشان به درازا مىكشد و البته يافتن نام آنان در كتابهاى معروف ادبى دشوار نيست.