83از ضربالمثلهايى كه در اينجا مىآوريم،خواننده مىتواند سطح ادبى بالايى را كه مكه در دوران مورد بحث به آن دست يافته بود،دريابد:
من أجمل قليلاً سمع جميلاً :كسى كه كم و زيبا سخن بگويد،سخن زيبا خواهد شنيد.
أنفُك منك وإن كان اذُناً :(دماغ تو از آن توست حتى اگر گوش تو باشد).
إن البلاء موكّل بالمنطق: (زبان سرخ سر سبز مىدهد برباد).
عند جهينة الخبر اليقين :جهينه(نام قبيله)خبر درست مىدهند(حرف راست را از بچه بشنو).
الجزاء من جنس العمل :پاداش از جنس عمل است.
إذا عزّ أخوك فهن :اگر برادرت عزيز شد،تواضع كن.
كل خاطب على لسانه تمرة :هر كسى كه حرف مىزند روى زبانش خرما هست (زبانش شيرين است).
الحرب سجال: جنگ دست به دست مىشود.
حظ في السحاب و عقل في التراب :بهرهاش در آسمان اما عقلش كم است.
ما حيلة الرامي إذا نقطع الوتر: گناه تيرانداز چيست اگر زه كمانش را پاره كنيم.
من خان هان: كسى كه خيانت كرد،مورد اهانت قرار خواهد گرفت.
كما تزرع تحصد :(هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت).
من سابق الدهر عثر: كسى كه با دهر مسابقه دهد زمين مىخورد.
لكل عود عصارة :هر چوب سبزى عصارهاى دارد.
ما كلّ عورة تصان: هر عورتى پوشيده نمىشود.
غَدَرَك مَن دَلّك على الإساءة: كسى كه تو را به بدى راهنما شود به تو خيانت كرده است.
كُلُّ الصيد في جَوف الفراء :تمام صيد در پوستين است.(هرچه مىخواهى همين جاست).
مُكرَهٌ أخاك لا بطل: برادر تو،مجبور بود نه اين كه پهلوان بود.