385وى را تأديب كنند،اما او آنان را از پشت ديوارهاى مكه شكست خورده باز پس راند.
آنان برگشتند و او هداياى آنان را پذيرفت و به تصوّر من تحت فشار،راضى به دعاى بر ايشان شد تا هم از پول آنان بهره گيرد و هم بتواند با فراغت امارت خود را در مقابل دشمنانى از خويشان و عموزادگان خود حفظ كند.اما چيزى نگذشت كه از آنان بريد و در باقى ماندۀ حكومت خود به دعا براى آل رسول يمن پرداخت.
زمانى كه پس از وى،فرزندانش سر امارت با يكديگر درگير شدند،مماليك براى حمايت از يك گروه عليه گروه ديگر فرصتى به دست آوردند و توانستند تا بار ديگر نام خود را در منبر مكه بالا برند و سايهاى از نفوذ خويش را در آنجا ادامه دهند،در حالى كه گروههاى رقيب در برخى از سالها براى سلطان مغول كه در عراق بود دعا مىكردند.قافلۀ عراق در اين دوره،صدقات و طلا و نقرۀ فراوانى در مكه توزيع كردند،به طورى كه قيمت طلا به خاطر كثرت صدقات،پايين آمد و ترديدى نداريم كه اين خواستۀ سلطان مغول بود.
دعا براى مغولان،زمان درازى به طور نينجاميد،زيرا مماليك منتظر فرصت براى تجديد نفوذ خويش در مكه بودند و به همين جهت خاندانهاى رقيب از اشراف را براى گرفتن امارت حمايت مىكردند تا به آنچه كه مورد انتظارشان بود برسند و عملاً با ايجاد نزاع ميان اشراف حاكم به مقاصد خود رسيدند؛به طورى كه در سال 760 توانستهاند دستهاى از سپاه خويش را به بهانۀ حفظ امنيت و تثبيت اشرافِ-محمد بن عطيفه-از فرزندان ابونمى و تقويت او در استقرار امنيت در حجاز،مستقر سازند.از اين زمان، وضعيت مكه با دوران پيش از آن،يعنى از شورش جعفر بن محمد مؤسس دولت اشراف تا آن روز متفاوت گرديد.و چنين بود كه اهالى مكه احساس كردند كه سرزمين آنان با حضور نيروهاى مملوكى براى نخستين بار در تاريخشان اشغال شده است.اشغال،بيش از يك سال به طور نينجاميد؛زيرا اشراف،شورش سختى را به راه انداختند،به طورى نيروهاى اين سپاه تسليم شدند و شمارى از اسرا به ينبع برده شده،در بازارهاى آنجا به عنوان اسير فروخته شدند.
چنين مىنمايد كه مماليك ترك به آنچه تجربه كردند،قانع شدند و دوباره به