384
مسائل عمومى در روزگار مماليك ترك و چركس
وضعيت سياسى
گذشت كه مكه در اواخر دورۀ ايوبى مورد طمع همسايۀ يمنى خود قرار گرفت و اين با توطئه و تحريكاتى بود كه برخى از اشراف كه امارت مكه را داشتند صورت مىگرفت.اين وضعيت ادامه يافت تا آن كه دو نفر از بزرگانِ اشراف-يعنى حسن و فرزندش ابونمى اوّل-در سال 647 آن را از آشفتگى و بحران نجات دادند و دور از هر گونه نفوذى با استقلال آن را اداره كردند.ابونمى اوّل اين وضعيت را پس از پدرش هم ادامه داد،جز آن كه امارتش زمان درازى ادامه نيافت؛چرا كه مماليك ترك كه با ايوبىها درافتاده بودند بر ويرانههاى دولت آنان،حكومت جديدى برپا كردند كه اندكى بعد نفوذشان تا مكه هم رسيد.نفوذ سلطهگرانۀ آنان در سال 667 در زمان سلطان ظاهر بيبرس در سال 667 آغاز شد و پس از آن با قلاوون ادامه يافت.اين دو نفر با تمامى امكانات در تلاش براى اعمال نفوذ در امور ابو نمى و وادار كردن او براى دعا براى ايشان بر منبر مكه بودند.آنان براى اين كار اموال زيادى صرف كردند و هداياى فراوانى براى فريب وى به او دادند.به علاوه زمانى كه دريافتند كه او تمايلى به سمت آل رسول در يمن دارد،به تهديد روى آوردند،به طورى كه قلاوون توانست كارى كند كه در سال 681 در مكه تنها براى او دعا شود.وى همچنين رواج سكههايى را كه به نامش بود و شروط ديگرى كه در جاى خود،در فصل گذشته بيان كرديم،بر امارت مكه تحميل كرد.
ابونمى در برابر اين وضعيت،صادقانه تسليم نبود.به همين جهت تلاش كردند تا