386روال پيش،روابط خويش را با مكه از سر گرفتند.آن روال چنين بود كه در مكه براى آنان دعا مىشد و در برابر تأييد امير جديد،هدايا و كمكها را مىگرفتند و فرمان رسمى براى توليت امير نوشته شده،براى قاضى و خطيب و ائمه و مؤذنان و فراشها و خدام و ديگر نيازمندىهاى حرم از شمع و روغن،به صورت سالانه حقوق مىفرستادند.
وضعيت سياسى در دوران چراكسه
امور چنين مىگذشت تا آن كه روزگار مماليك ترك به سر آمد و مماليك چركس وارث آنان گشتند.احمد بن عجلان شريف وقت مكه دريافت كه مىبايد ادامۀ روابط خود را با حكومت جديد داشته باشد.به همين دليل،نمايندگان خود را براى تبريك و بردن هدايا و تأييد اين كه روابط بر اساس همانچه در دورۀ مماليك بوده باقى است،به مصر فرستاد.آنان نيز تأييد كردند و فرمان تأييد امارت مكه را به همراه چيزهايى كه سالانه فرستاده مىشد،فرستادند.
روابط چراكسه با مكه بر همين اساس براى سالها ادامه يافت.پس از آن نفوذشان گسترش يافت و بر مقدّرات اين شهر تسلط يافتند و مستقيماً به عزل و نصب اشراف پرداختند،جز آن كه اشراف چندان به اين قبيل فرمانهاى امارت كه از چراكسه مىرسيد،پايبند نبودند،زيرا برخى از آنان،با نيروى نظامى،امير منصوب از طرف چراكسه را بيرون كرده،جايش را مىگرفتند.چراكسه هم فرمان تأييد سابق را فراموش كرده،خصم پيروز را با فرمانى جديد تأييد مىكردند.آنان يكبار شريف پيشين،يعنى بركات را در مصر زندانى كردند تا برادرش حميضه از شرّ او در امان بماند.وقتى بركات از زندانش گريخت و توانست به زور مكه را تصرّف كند و اين بعد از آنى بود كه برادرش را از آنجا بيرون كرد،چراكسه در تأييد او بخل نورزيده و عطيفه [ حميضه!] را فراموش كردند.
گاه چراكسه،اميرى را عزل مىكردند،اما خواست آنان رد مىشد.ديديم كه حسن ابن عجلان عزل خويش را برنتافت و مقابل امير الحاج مصرى به مقاومت مسلحانه