322ارتباط خود را با مماليك قطع كرده،به سمت مقابل آن يعنى يمن كشاند.وى دعاى براى ملك الاشرف خليل را قطع كرد و به جاى آن از ابتداى ربيع الاول سال 691 براى سلطان رسولى يمن دعا كرد.
در اين سال بود كه ملك مظفر،سلطان يمن،موكبى را به مكه فرستاد كه ابونمى با شُكوه و جلال از آن استقبال كرد.روز عرفات پرچم رسوليان يمن روى كوه عرفات زده شد و مؤذن بر قبّۀ زمزم،برابر مردم از مناقب ملك مظفر سخن گفت.
ابونمى هداياى يمن را كه مشتمل بر اموال فراوان و اسب و لباس و عطر و عود و كفش و عنبر و لباسهاى رنگانگ و خلعتهاى نو بود،گرفت.همين طور مبلغ هشتاد هزار درهم،و نيز به مقدار 1200 قراره گندم از كيلِ مكه در عصر فاسى جزو آن هدايا بود.اين مقدار سه برابر چيزى بود كه سالانه از مصر به مكه فرستاده مىشد. 1
ترديدى نداريم كه اقدام ابونمى،نوعى قدرت نمايى در مقابل مصر بود و بعيد مىنمايد كه ابونمى دست به اين اقدام بزند اما در معرض خشم و انتقام مماليك مصر قرار نگيرد.اما كسى كه كارهاى شگفت ابونمى را مىشناسد،چنين جرأتى را از وى بعيد نمىبيند،به خصوص كه وى در كنار كارهايش نوعى تأمل داشت.ابونمى در روزگار ملك قلاوون و پيش از آن سلطان بيبرس،پا از گليم خويش آن سوتر نگذاشت،براى اين كه قدرت مماليك در آن دوره،قابل مقايسه با قدرت مماليك در روزگار اشرف خليل كه زمانش سخت گرفتار فتنههاى داخلى بود،و جانش را هم بعد از آن گرفت،نبود.افزون بر آن،اشرف در مقايسۀ با دوران پيش از خود،بيشتر مشغول نبرد با مغولان بود.بنابراين فرصتطلبى ابونمى در اين كه دست به اين اقدام زد و آشكارا ارتباط خود را با مصر قطع كرد،امر شگفتى نبود.كما اين كه سكوت مصر در مقابل آن هم چندان شگفتى نداشت.
دليل ما بر اين سكوت،اظهارات مورّخان در بيان رخدادهاى مكه است كه چيزى كه تا چندين سال نشانگر وقوع فتنهاى در اين شهر باشد،بيان نكردهاند،جز آنچه فاسى