321دستور آماده باش داده بود،بر سلطان وارد شد،و به وى گفت:براى جنگ به كجا مىروى؟سلطان پاسخ داد:مىروم تا حرم را از دست ابونمى آزاد سازم.آن عالم گفت:
عبارت تو خوب است،اما مردم اين را نخواهند گفت.آنان خواهند گفت:تو براى قتال در حرم خداوند و كشتن اولاد رسول مىروى.اين مطلب در سلطان اثر گذاشت و او را از تصميمش منصرف كرد.
بعد از آن ابونمى به حكومتش ادامه داد و به رغم روابط نامناسب و بد ميان آنان، همچنان به نام مماليك مصر خطبه مىخواند و از كمكهاى آنان بهرهمند بود. 1
در سال 689 ابونمى از ناحيۀ سپاه ابن عقبه،امير حاج شامى،احساس خطر كرد و مانع از ورود آنان به مكه شده،دروازهها را بست.سپاه ابن عقبه از سمت شبيكه هجوم آوردند،در حالى كه شمارى از سپاهيان مصرى هم به آنان كمك مىكردند.آنان توانستند دروازه را بسوزانند و آنگاه بود كه سيل سپاه شامى و مصرى به داخل مكه سرازير شد.به دنبال آن در نزديكى درب الثّنيه 2در شبيكه تا مسجد الحرام نبرد درگرفت.
در اين درگيرى بيش از ده هزار شمشيرزن جنگ مىكردند؛به طورى كه تعداد چهارهزار نفر از دو طرف كشته شده و جماعت زيادى هم مجروح شدند. 3
خطبه خواندن به نام رسولىهاىيمن
بدين ترتيب مكه به خاطر مشكلاتى كه ميان ابونمى و مماليك ترك مصر پديد آمد، رنجهاى بسيارى ديد و روزگار سختى را گذارند،به طورى كه ابونمى پردهها را دريد و