323گفته است.وى مىگويد كه به خط ابن محفوظ،اين نكته را يافته است كه موكب مصرى در سال 692 ابونمى را براى رفتن همراه آنان به مصر سوگند داده و هزار دينار به او دادند.
ابونمى تا ينبع رفت،اما وقتى خبر مرگ اشرف را شنيد،برگشت. 1
سوگند ابونمى براى رفتن به مصر،قدرى ضعيف به نظر مىرسد.به نظرم قصد اميرِ موكبِ مصرى آن بوده است تا ميان او و مصر آشتى دهد و ابونمى هم ابتدا راضى شد اما بعداً از رفتن خوددارى كرد؛زيرا مرگ اشرف مىتوانست فتنههاى سختى در پى داشته باشد كه در آن صورت بسا وى هم توسط شورشيان آسيبى ديده يا به قتل مىرسيد.
بنابراين ترجيح داد باز گردد.
از سوى ديگر،به باور من،ارتباط ابونمى با يمنىها هم از روى خلوص كامل نبود، بلكه ارتباطى دوستانه بود كه به ناچار همراه آن دشمنى با مصر و استفاده از مواهب و خيرات و هداياى از يمن قرار داشت.ابونمى همان طور كه از ساير حجاج ماليات مىگرفت،از يمنىها نيز مىگرفت.او از حجاج يمنى براى هر شتر،سى درهم و از حجاج مصرى براى هر شتر پنجاه درهم مىگرفت و اجازۀ عبور مىداد. 2به نظر مىرسد شرايط مكه به همين صورت شكل گرفت و مكه مملو از حجاج مىشد.از جمله حاجيانى كه در اين سالها به حج آمدند برخى از امراى مملوكى بودند.از آنجمله انس فرزند الملك العادل فرزند بيبرس بود كه در سال 694 حج گزارد.در سال 697 الحاكم بامراللّٰه عباسى كه پس از حملۀ مغولان در مصر مستقر شده بود،حج گزارد. 3همين طور مادر مستعصم هم در يكى از اين سالها حج به جاى آورد.
خيرات اين افراد شامل تمامى ساكنان مكه شده و بخششهاى آنان به بسيارى از خانههاى آن مىرسد.بيش از همه اقدامات مادر مستعصم بود كه اموال فراوانى را پس از يك دوره كه مردم مكه روزگار سختى را گذرانده بودند،ميانشان انفاق كرد.بارها آرزو