292حمام مكه را با منجنيق 1مورد حمله قرار مىدهد.همين طور برخى از افرادِ او را در مسعى ديدند كه با شمشير به پاى مردم مىزدند و مىگفتند،از سعى خود كم كنيد،سلطان خواب و مست است.اين در حالى بود كه از ساق پاى مردم،آن هم در كنار مركز سلطنت در مسعى،خون روى زمين مىريخت. 2
وقوع چنين فجايع زشتى نه تنها در مكه يا ميان مسلمانان،بلكه در هر نقطهاى از مناطق زمين انسان را متألم مىسازد و ضربهاى بر وجهۀ انسانيت مىزند،جاهايى كه انسان گرفتار ستمگرى مىشود و سرمست از پيروزى،رحمت و مروّت و حقوق انسانى را فراموش مىكند.من ديدهام كه برخى از مورّخان سرزنشهاى خود را متوجه قساوت امراى مكه مىكنند.واقع قضيه آن است كه اينها قساوتى است كه دين و عدالت آنها را تأييد نمىكند؛قساوتهايى كه امراى مكه با بسيارى از ستمگران ديگر در ادوار مختلف تاريخى در آن شريكند،در حالى كه ميان آنان كسانى هم هستند كه حاميان انسانيتند؛ چنان كه ميان آنان برخى از رهبران دينى و دعوتگران به اخلاق نيز هستند كه به خاطر داشتن انگيزههاى دينى و انسانى گرفتار مستى پيروزى نمىشوند.به هر حال من بعيد نمىدانم كه گاه مورّخان در بارۀ دشمنانشان مبالغه هم مىكنند.
سختتر از اين آن كه حسن،امير مكه،كسى كه در روز پيروزى خود با اهالى مكه بدرفتارىكرد،اينك كه گرفتار اين خيانت شده بود،به هيچ روى در اين مناسبات دشمنانه مشكلى متوجه او نشد.وى خود به باديه گريخته نجات يافت بدون آن كه اذيتى ببيند.در اين سوى،افراد مظلوم در مكه ماندند و اين چنين گرفتار عذاب و شكنجه شدند و ناله و فريادشان به آسمان رفت.و اين چنين پدران،غوره مىخورند و فرزندان گاز مىگيرند. 3
وقت موسم حج در اين سال 619 يا 620 فرا رسيد.ملك مسعود با سپاه خود به عرفات رفت و اجازۀ نصب پرچم عباسيان را روى كوه آنجا نداد،و گفت تا پرچم