293پدرش-ملك عادل-و خود وى را نصب كنند.نزديك بود با امير قافلۀ عراق درگير شوند، اما امير عراقى دريافت كه تاب مقاومت ندارد.درست پيش از غروب روز عرفه،مسعود از ترس آن كه خود را در معرض خشم عباسيان قرار دهد،اجازۀ نصب رايت عباسيان را هم داد. 1
مسعود مدتى بعد از حج را هم در مكه سپرى كرد.سپس به يمن بازگشت و يكى از فرماندهان خود با نام عمر بن على بن رسول را همراه با سيصد نفر از سربازانش در مكه گماشت و سرپرستى برخى از امور باديه را هم به راجح سپرد.
شگفت آنكه كارهاى سختگيرانۀ مسعوداز مكه،از سوى ديگر سبب محدود شدن فساد،پراكندگى و اتحاد غارتگران و تهديدكنندگان مكه شد و رشتۀ كارشان را قطع كرد.
به دنبال آن امنيت در باديهها گسترش يافته،سبب افزايش ارزاق و آرامش و دوستى شد.
مسعود ورود حجاج را به داخل كعبه آسان كرده،دستور داد تا در طول ايام حج، شب و روز در آن باز باشد.همچنين به بنى شيبه متوليان كعبه،در عوض پولى كه بابت بسته نگاه داشتن و باز كردن در كعبه مىگرفتند،پولى داد.محدوديت باز و بسته بودن در كعبه سبب مىشد كه مردم در معرض ضرب و جرح و حتى مرگ قرار گيرند.بعد از رفتن ملك مسعود،باز بنىشيبه به همان روش گذشته برگشتند.
ملك مسعود يك قبّۀ آهنى روى مقام ابراهيم ساخت كه تاكنون باقى مانده است.
پيش از آن،قبّۀ روى مقام ثابت نبود و وقتى ازدحام زياد مىشد آن را به داخل كعبه يا كنار يكى از زواياى مسجد مىبردند. 2
وقتى اخبار ملك مسعود به عباسيان عراق رسيد،آنان خشمگين شده،خليفه نامهاى به حاكم مصر،كامل ايوبى-پدر مسعود-نوشته او را به خاطر رفتار فرزندش سرزنش كرد.ايوبى هم نامهاى سرزنشآميز به فرزندش نوشت،اما اين نامه،چيزى را تغيير نداد.
نايب او همچنان در مكه مانده،به اسم او و پدرش در مصر خطبه خواند،بدون آن كه از