222بسا خواننده،آنچه را ما در فصل گذشته در بارۀ موقعيت نفس زكيه در سال 145 در مكه گفتيم به خاطر داشته باشد.بعد از آن،از مقتل شهدا در وادى فخ به سال 169 سخن گفتيم و اشاره كرديم كه دو تن از علويان توانستند از آن معركه بگريزند؛يكى ادريس بود كه توانست خود را به مغرب دور برساند و دولت ادريسيان 1را در آنجا تأسيس كند.در اينجا بايد بيفزاييم كه اين فرارىها با توجه به نفوذى كه داشتند توانستند يارانى را از ميان شيعيان خود در كار نشر دعوت خود به صورت پنهانى در بلاد مختلف از سرزمين تحت سيطرۀ عباسيان اعزام كنند.
يكى از مشهورترين اين داعيان،ميمون بن قداح بود كه كار نشر دعوت را در بلاد شام بر عهده داشت.گفتهاند كه او پايههاى مذهب اسماعيلى را درست كرد.برخى هم او را متهم كردهاند كه در كنار علايق شيعى،گرايشهاى شعوبى داشت و به دنبال بازگرداندن نفوذ ايرانيان بود و كار را براى فرزندش عبدالله بن ميمون هموار مىكرد. 2
برخى گويند كه عبدالله بن ميمون عالم به تمامى شرايع و سنن بود،چنان كه وى را به عنوان چهارمين نفر از چهار نفرى دانستهاند كه رسائل إخوان الصفا را كه در تاريخ اسلامى معروف است،تأليف كرده است. 3برخى هم مىگويند او مذهب شيعه را پذيرفت تا از آن وسيلهاى براى رسيدن به اهدافش در دعوت به ايرانىگرى استفاده كند.
او زمانى كه در اهواز بود،يكى از داعيان خود را به سواد كوفه فرستاد.وى با حمدان بن اشعث معروف به قرمط برخورد كرده،او را در دعوت ابن ميمون داخل كرد و براى نشر