204شورش بدوىها در خلافت واثق و حركت فسادگرايانه و آزاردهندۀ آنان بود.اين كافى نيست كه ما در توجيه آن فساد به فقر و گرسنگى باديه اشاره كنيم،چرا كه حكّام عباسى اين مردم،آن اندازه كه استوار كردن پايههاى دولت و اركان حكومت برايشان اهميت داشت،براى اخلاق و ارزشها اهميتى قائل نبودند.شورشى،به هر دليل و هر رنگى كه برآشوبد،مستحق محروميت و مرگ بود.
همۀ اين عوامل جمعاً آثار خاص خود را در پايين آمدن سطح ثروت و غنا در مكه، تمايل بيشتر مترفان به اسراف و از سوى ديگر كمك به شورشىها و در نهايت به همراه خشكى طبيعى موجود در اين بلاد،آثار خود را در ضعف زندگى و گسترش فقر و فاقه در اين شهر داشت.
بسا باقى ماندۀ خانوادههاى اهل اتراف و هنر كه گرفتار فقر حاكم بر حجاز شده بودند،تحت فشار قرار گرفته،در پى كسب و روزى روانۀ سرزمينهاى خدا شدند.
نويسندۀ اغانى از چهرههاى مشهورى ياد مىكند كه با استفاده از هنر خود در عراق به كسب و كار مشغول بودند كه از آن جمله يحيى مكى، 1ابن جامع، 2يزيد حوراء 3و دنانير 4بودند.همۀ اينها،مردمانى از مكه بودند كه بلاد خود را به سوى عراق ترك كرده هنر خويش را به آنجا بردند.نويسندۀ اغانى بر آن است كه ابراهيم موصلى، 5از مشهورترين آوازهخوانانِ روزگار عباسى،هنر خويش را از مردى حجازى گرفته بود.