203
كار تشريع و تفريع مسائل فقهى،در اين دوره متحول شد و در برخى از مراكز مانند عراق با كمك قياس بسيار توسعه يافت.اين در حالى بود كه در مكه به همان شكل پيشين باقى مانده بود و جز در دايرۀ نصوص وارده و منسوب به رسول صلى الله عليه و آله توسعه نيافت.همين امر-يعنى تكيه بر روايت-ويژگى فعاليتهاى علمى در مكه و مدينه بود.در حالى كه در نقاط ديگر مذاهبى كه قائل به رأى بوده و بر اساس قياس عمل مىكردند،در افق اجتهاد و تأويل،به پيش مىرفتند.
جنبههاى هنرى
حوزۀ فقه و فقها و علما را رها كرده به ميان بازيگران و هنرپيشگان و اهل تفريح و مسخرهگرايى برويم كه مكه را در ميان گرفته و مجالس انس آن همانند آنچه در روزگار اموى بود،فراوان بود.اما حجم آن در دورانى كه مورد بررسى ماست،چندان يكنواخت نبود،چرا كه ثروتى كه حجازىها در دورۀ اموى و اوايل عصر عباسى از آن بهره بردند، به تدريج به دليل تغييرات سياسى كه ناشى از شرايط زندگى در حجاز بود،افت كرد.
همان گونه كه از مباحث پيشين به دست آمد،سياست امويان،اقتضايش آن بود كه اموال فراوان و بخششهاى گسترده را بر سر مردم حجاز بريزند تا آنان را از توجهشان به كسب خلافت باز دارند.مكه و مدينه از ثروت،بهرۀ فراوان بردند و اهل رفاه و اتراف اين شهر، در عيش و نوش فرو رفتند.اما وقتى عباسيان آمدند،توجهشان به ايرانيان بود كه نقشِ تأسيسى در دولتشان داشتند.در آن وقت،بخششهاى حكومتى به سمت رهبران و بزرگان عراق و خراسان سرازير شد و در نتيجه به تدريج توجه به حجاز كم شد و فقر و بيچارگى به خانههايى كه زمانى رفاه از سر آنها مىباريد،وارد شد.در اين وقت از آن بخششهاى گسترده خبرى نبود،مگر آنچه كه از طريق خلفا و بزرگانى كه به حج مىآمدند و يا صلههاى مختصر نصيب آنان مىشد.افزون بر اين،روابط حجازىها با عباسيان چندان مناسب نبود و همان گونه كه گفتيم آنان منشأ دردسرهاى فراوانى براى عباسيان شدند و آنان را گرفتار زحمت زيادى كردند،به طورى كه آنان پول زيادى صرف خاموش كردن شعلۀ اين شورشها كردند.چيزى كه بايد به اين شورشها افزود،