193فراموش كردن حق خود نسبت به خلافت نشدند.
برخى از مورّخان بر اين باورند كه قيام طرفداران ديباج از آن روى بود كه مىديدند مأمون،از شيعيانِ برادرش موسى بن جعفر عليه السلام حمايت مىكند و در واقع، روابط اين دو گروه از شيعيان گرفتار اختلاف شده بود. 1
بازگشت عباسيان براى بار چهارم
پس از شكست ديباج،در خلافت مأمون،عيسى بن يزيد جلودى،فرمانده سپاه مهاجم عباسى،به عنوان حاكم مكه تعيين شد.پس از وى يزيد بن حنظلۀ مخزومى به امارت رسيد. 2
چهارمين قيام علوى
چيزى نگذشت كه در سال 202 علوى ديگرى با نام ابراهيم بن موسى بن جعفر، برادر على بن موسى الرضا-كه مأمون زمانى او را ولى عهد كرده بود-از يمن به مكه آمده،آنجا را اشغال كرده،حاكم آنجا را كشت و به آزار عباسيان پرداخت.اندكى بعد عباسيان او را بيرون كردند.تقى الدين فاسى از عتيقى روايت كرده است كه ابراهيم پسر امام كاظم عليه السلام،از طرف مأمون،والى مكه بود.بدين ترتيب اين را كه او انقلابى بوده نفى كرده و مىگويد كه وى در سال 202 با مردم حج به جاى آورد،در حالى كه از سوى مأمون حاكم مكه بود.ابن كثير مىگويد كه در سال 202 ابراهيم بن مهدى عباسى در بغداد شوريده،مأمون را خلع كرد و براى خود بيعت گرفت.بعيد نيست كه قيام ابراهيم بن موسى كاظم در مكه به دفاع از مأمون بوده باشد؛زيرا وى ابتدا براى مأمون و پس از آن براى برادرش على بن موسى بيعت گرفت. 3